كه تو بيم دادهاى بيمناك نباشم ! » . « 1 »
169 - سبطبن جوزى از ابويعقوب مدنى نقل كرده است ، مىگويد : بين علي بن حسين عليهما السلام و بين حسنبن حسن شكرآبى بود ، حسنبن حسن نزد علي بن حسين عليهما السلام آمد در حالى كه او ميان مسجد در بين يارانش نشسته بود ، سخنان ناروايى به وى گفت : در صورتى كه آن حضرت ساكت بود ! حسنبن حسن حرفهايش را زد و رفت . شب كه شد علي بن حسين عليهما السلام درِ خانهء او آمد ، تا اين كه از او عذرخواهى كند ، حسنبن حسن همين كه بيرون آمد ، او را ديد ، در بغل گرفت و هر دو شروع به گريستن كردند به قدرى كه اطرافيان به حال آنها رقت كردند ، سپس حسن عرض كرد : به خدا سوگند من هرگز چيزى را كه شما دوست نداشته باشيد تكرار نخواهم كرد ، و علي بن حسين عليهما السلام نيز فرمود : « آنچه شما دربارهء من گفتى تو را حلال كردم ! » « 2 »
170 - رافعى قزوينى از حرببن شريح ، به نقل از محمّدبن على ، از پدرش عليهم السلام از ابن عباس ، از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از جبرئيل از خداى تعالى نقل كرده است كه فرمود : « اى فرزند آدم ! اگر مرا ياد كنى تو را ياد كنم و اگر فراموشم كنى باز هم ياد مىكنمت ! و هر گاه مرا اطاعت كردى هر جا مىخواهى برو ، آزادى ؛ تو مرا دوست مىدارى ، من هم تو را دوست مىدارم و تو با من يكرنگى ، من هم با تو يكرنگم . اگر تو از من دورى كنى من به تو رو مىآورم ، چه كسى در وقتى كه تو در رحم مادرت جنينى بودى به تو غذا رساند ؟ ! همواره دربارهء تو به نيكى تدبير مىكردم تا آنجا كه ارادهام را در تو نافذ نمودم . و چون تو را به سراى دنيا آوردم
هامش
( 1 ) - زهرالآداب : 1 / 103 .
( 2 ) - تذكرةالخواص : ص 326 .