آن گاه نخستين فرد از مردم فرا خوانده مىشود و او به حال سجده فرو انداخته گردد . سپس به من اذن داده مىشود پس من به پا مىخيزم و مىگويم : پروردگارا ! اينك جبرئيل به من خبر داد ! در حالى كه او از سمت راست ( عرش خداى ) رحمان ( خبر مىداد ) - به خدا سوگند كه پيش از آن هرگز جبرئيل او را نديده بود ! - البته كه تو او را به سوى من فرستادهاى !
مىفرمايد : جبرئيل ساكت بود و چيزى نمىگفت ، تا اين كه خداوند خطاب مىكند : راست گفت ! آن گاه اجازهء شفاعت به من داده مىشود ، پس عرض مىكنم : پروردگارا ! بندگانت در اطراف زمين تو را پرستش كردند ، و آن جايگاه پسنديدهاى است . » . « 1 »
165 - جاحظ مىگويد : علي بن حسين عليهما السلام فرمود : « اگر مردم با تمام وضعيت فضل و برترى به وضوح و روشنى آشنا بودند و تمام حالت درستى روشنگرى را مىدانستند هر آينه از آنچه در دلشان مىگذشت پرده بر مىداشتند ، و اگر از خنكى يقين درمىيافتند ، آنچه را كه ايشان را از جانبدارى هر حالى جز حال خودشان بىنياز مىكرد ، علاوه بر اينكه دريافت آن را در اين روزهاى اندك معدود و انديشهء كوتاه مدت از دست نمىدادند ، مگر آنها يكى از اين حالات را داشتند يا سخت گرفتار جهل ، و يا فريفتهء عُجب و خودبينى و يا به وسيله هواى نفس از ثبات قدم منحرف ( و گرفتار شتابزدگى ) و يا به خاطر عادت بد از فضليت تحصيل علم منصرف باشند . » . « 2 »
166 - همو مىگويد : گروهى نزد يزيد رقاشى آرزويى كردند ، گفت : من هم همچون شما آرزويى دارم ! گفتند : آرزو كن ! او گفت : كاش ما آفريده
هامش
( 1 ) - مستدرك : 4 / 570 .
( 2 ) - البيان و التبين : 1 / 84 .