مىفرمايد : در آن ميان كه امام عليه السلام با عبداللَّه در اين باره و نظاير آن صحبت مىكرد ، ناگهان جمعيت زيادى از سمت كوههاى طى نمودار شدند ! اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : ببينيد : چه خبر است ؟ سپاهيان شتافتند ، فاصلهاى نشد كه برگشتند و گفتند : اينك مردم قبيله طى دارند گاو و گوسفند و شتر و اسب مىآورند ؛ برخى از ايشان براى شما هدايا و تقديمى مىآورند و برخى نيز قصد دارند تا با شما به مقابله دشمنانت بيايند ! اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : خداوند به مردم قبيلهء طى جزاى خير دهد و خداوند مجاهدان را بر خانه نشينان پاداش بزرگى را برترى بخشيده است ! همين كه به محضر آن حضرت رسيدند ، سلام عرض كردند !
عبداللَّهبن خليفه گفت : به خدا سوگند وقتى كه جمعيت ايشان را و هيأت زيباى آنان را ديدم شادمان شدم و چنان سخن گفتند كه به خدا چشم مرا روشن كردند ، من هيچ سخنگويى شيواتر و رساتر از سخنگوى ايشان نديده بودم !
عدىّبن حمير طائى از جا بلند شد ، خدا را حمد و سپاس گفت و سپس عرض كرد : من در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ايمان آوردم و در همان زمان زكات دادم و پس از وى با اهل ردّه پيكار كردم ، و از اين كارها تنها اجرى را كه نزد خداست منظور داشتم و به يقين پاداش كسى كه نيكوكار و پرهيزگار باشد بر خداست ، و به ما اطلاع دادند كه افرادى از اهل مدينه بيعت با شما را شكسته و ستمكارانه به مخالفت شما برخاستهاند ، اينك به حق به يارى شما آمدهايم و در خدمت شماييم ، هر جا كه دوست داريد ما را ببريد ! سپس چنين سرود :
ما از پيش ( دين ) خدا را به حق يارى كرديم
و تو به حق بين ما آمدهاى و به زودى يارى خواهى شد !
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 506
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٥٠٦