فرمود : مگر نشنيدهاى كه خداى عزوجل مىفرمايد :
« قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ »
« 1 » و من هم كه پسر ابراهيم هستم ، و اما برادر جوان مردم ، چون كه منادى در روز احد از آسمان ندا داد : هيچ شمشيرى جز ذوالفقار و هيچ جوانمردى جز على نيست ! و على هم كه برادر من است و من برادر اويم . » . « 2 »
49 - از زيدبن على ، از پدرش عليه السلام نقل كرده است ، فرمود : « خداى عزوجل مىفرمايد : هر گاه از مخلوق من كسى كه مرامى شناسد نافرمانى مرا كند كسى را بر او مسلط كنم كه مرا نشناسد . » . « 3 »
50 - از ابوحمزه ثمالى نقل كرده است ، مىگويد : از سرور عابدان علي بن حسينبن علي بن ابيطالب عليهم السلام شنيدم كه به شيعيان خود مىفرمود : « بر شما باد اداى امانت ! به خدايى كه محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را به حق به پيامبرى مبعوث كرد ، اگر قاتل پدرم حسينبن علي بن ابيطالب عليهما السلام آن شمشيرى را كه پدرم را كشت ، در نزد من به امانت بگذارد هر آينه باز مىگردانم » . « 4 »
51 - از ابوحمزهء ثمالى به نقل از زين العابدين ؛ علي بن حسين عليهما السلام آورده است فرمود : « در بنى اسرائيل مردى بود كه قبرها را مىشكافت ، همسايهاش بيمار شد و از مرگ مىترسيد ، دنبال آن نبّاش فرستاد ، گفت :
حق همسايگى من با تو چگونه بوده است ؟ او گفت : بهترين حق همسايگى را نسبت به من ادا كردى ! مرد مريض گفت : بنابراين من به تو نيازى
هامش
( 1 ) - انبياء / 60 . گفتند : ما شنيديم ، جوانى ( سخن از بتها مىگفت ) از آنها ( به بدى ) ياد مىكرد كهنامش ابراهيم است !
( 2 ) - امالى صدوق ، ص 120 .
( 3 ) - همان : ص 138 .
( 4 ) - همان : ص 140 .