تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
رفتار كنند ؟ گفت : به عزت و جلالت سوگند كه بيم تو مرا به اين كار واداشت ، پس خداوند عزوجل فرمود : من دشمنان تو را راضى خواهم كرد و تو را از خوف خود ايمن داشتم و آمرزيدم ! » . « 1 » 52 - از يحيىبن زيدبن على ، به نقل از پدرش ، از علي بن حسين عليهما السلام آورده است فرمود : « روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم درآمد و نماز صبح را خواند ، سپس فرمود : اى گروه مردمان كدام يك از شما به سراغ آن سه نفرى مىشتابد كه به لات و عُزى قسم خورده بودند تا مرا بكشند ؟ ! به پروردگار كعبه سوگند كه دروغ مىگفتند ! فرمود : مردم ساكت ماندند و كسى حرف نزد ، پس فرمود : گمان مىكنم كه علي بن ابيطالب عليه السلام در ميان شما نيست ! عامربن قتاده از جا برخاست و گفت : او امشب زياد خسته و آزرده بود با شما به نماز نيامده است ، اجازه مىفرماييد كه او را خبردار كنم ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : برو ! او رفت و به على عليه السلام خبر داد و اميرالمؤمنين عليه السلام در حالى بيرون آمد كه گويى از بندى درآمده است و جامه‌اى بر تن داشت كه از دو طرف بسته بود عرض كرد : يا رسول اللَّه ! چه خبر است ؟ فرمود : اينك پيك پرورگدارم به من خبر داد كه سه نفر براى كشتن من آماده شده‌اند ، در حالى كه سوگند به پروردگار كعبه كه آنها دروغ مىگويند ! على عليه السلام پس از شنيدن سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اينك من به تنهايى به سراغ آنها مىروم و اين هم پوشش من كه روى جامه‌هايم پوشيده‌ام ! پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : بلكه اين لباسها و زره و شمشير من در اختيار تو ! ان گاه على عليه السلام را زره پوشاند و
هامش
( 1 ) - امالى صدوق : ص 197 .