بر او پناهنده شده و از او كفايت بطلبد وانگذارد ، آرزويم بر بخشش تو وابسته است ، و روى درخواستم از غير تو بازگشته است ، و تو بر فراهم كردن خواستهها توانايى و به فزونى عطايا وفادارى ! بنابراين به رحمت خودت خواسته مرا از فضل و كرمت برآورده كن و به احسان خويش آنچه مورد درخواست است بر من ارزانى بدار !
آقاى من ! جسمم ناتوان ، و استخوانم شكننده است و عمرم بالا رفته و روزگار بر من چيره شده و مدّتم سپرى گشته ، و تمايلات شديدم رخت بربسته و پيامد آن باقى مانده است ، پس به بردبارى خود بر نادانى من ببخش و به عفو و گذشت خود از كردار بد من درگذر و به خاطر گناهان بزرگى كه در روزگاران گذشته مرتكب شدهام بر من مگير !
آقاى من ! من به رفتار بدم معترفم و به خطاى خودم اقرار دارم ؛ دربند گناهان و در گروى خطاهايم ، از روى بىعقلى بدى كردم ، از راه راست به بيراهه رفتم و سرگردان شدم ، حرفى براى گفتن ندارم ، عمرم تباه و برهانم دربار گران گناه نقش بر آب شد . بنابراين به آمرزش كريمانهات بر من منّت گذار و احسان والايت را بر من ارزانى بدار ، زيرا كه تو بر درخواست كنندگان عفو ، بخشنده ، و بر مجرمان سخت كيفرى !
آقاى من ! اگر چه در كنار طاعت تو عمل من ناچيز است ، ولى در كنار اميدوارى به تو آرزوى من بزرگ است !
آقاى من ! چگونه از پيشگاه تو محروم برگردم در حالى كه گمان من به تو آن است كه مرا آمرزيده و با پيروزى بر مىگردانى ؟
آقاى من ! هرگز نااميدى نااميدان را بر حس ظن خودم نسبت به تو مسلّط نكردهام ، بنابراين صداقت اميدم را به خود در زمرهء اميدواران نقش بر آب نكن !
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٢٣٦