بر سوز آتش دوزخ صبر خواهند كرد ؟ !
خدايا مدتى است كه اين پاهايم در راهى جز راه طاعت تو گام برداشته است در حالى كه تو بر وضع من آگاهى داشتى ولى اى خداى كريم تا مدت كمى بر من صبر كردى ، پس واى بر اين جسم ناتوانم چگونه بر سوزش آتش دوزخ صبر خواهد كرد ؟ !
خدايا ! كاش من براى بدبختى پيكرم آفريده نشده بودم و كاش مادرم مرا نزاييده بود ! خداى من ! اى كاش من نام دوزخ و زنجيرها و سنگينى غلهاى آن را نشنيده بودم ! خدايا ! كاش من پرندهاى بودم كه از بيم عذاب تو در هوا پرواز مىكردم ! خداى من ! واى بر من وباز هم واى بر من ! اگر حشر من به سوى جهنّم باشد !
خدايا ! واى بر من و نيز واى بر من اگر جاى نشست من در آتش دوزخ باشد !
خداوندا ! واى و باز هم واى بر من كه اگر خوراك من زقوم باشد !
خدايا واى پس از واى بر من كه اگر آب جوشان نوشابهء من باشد ! خداى من واى بعد از واى بر من كه اگر شيطان و كافران همدم و همنشين من باشند !
خدايا ! واى پس از واى بر من كه من وارد محضر تو شوم در حالى كه تو بر من خشمگينى ، پس چه كسى تو را از من خورسند مىسازد ؟ ! نه حسنهاى در طاعت تو پيشاپيش فرستادهام تا بتوانم بدن وسيله سربلند كنم و يا زبان حرف زدن داشته باشم ! چيزى جز اميد به تو برايم وجود ندارد ، در حالى كه رحمت تو بر غضبت پيشى گرفته است ، ببخشاى مرا ببخشاى ! زيرا كه تو در كتاب خود كه بر پيامبر مرسلت صلى الله عليه و آله و سلم فرو فرستادهاى فرمودهاى :
« نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ * وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ