خداى من ! چگونه تو را بخوانم ، در حالى كه نافرمانى تو را كردهام ؟ و چگونه تو را نخوانم در حالى كه تو را شناختهام ؟ محبّت تو در دل من است هر چند گهنكارم ، دستم را با اينكه پر از گناه است به درگاه تو دراز كردهام و چشمم به اميد تو دوخته است و اشك چشمانم به آرزوها پيوسته است !
خدايا ! تو پادشاه بخششهايى و من دربند خطاها ! و از جمله كرم و احسان بزرگان مداراى با اسيران است و منم اسير بزهكارى و گروگان عملم . خداى من ! تو اگر باطن كار مرا مطالبه كنى من هم به يقين بخشش تو را درخواست خواهم كرد ! خدايا اگر وارد آتش دوزخ كنى به دوزخيان خواهم گفت كه تو را دوست مىدارم ! خداى من ! اطاعتها ، تو را خشنود مىكند و گناهان به تو زيانى نمىرساند ، پس بر محمّد و آل او درود فرست و بر من مرحمت كن آنچه را كه باعث خشنودى تو است و ببخش آنچه را كه زيانى بر تو ندارد !
خدايا ! اگر مرا از جمله شقاوتمندان آفريدهاى كه گريهام طولانى است يا از سعادتمندان خلق كردهاى پس خود را نويد اميد دهم !
خدايا ! آيا اين اعضا و جوارحم را براى درهم كوبيدن و يا نوشيدن آب گدازنده آفريدهاى ؟ !
خدايا ! منم آن كسى كه اميدم را از تو قطع نمىكنم و درخواستم را از درگاه تو نااميد نمىبينم !
خداوندا ! به عمل خود نگاه كردم سست ديدم و به حساب خودم رسيدگى كردم ديدم از عهدهء شكر يكى از نعمتهايى كه به من دادهاى بر نمىآيم پس چگونه به مناجات با تو طمع بندم . بنابراين وقتى كه عقلم تيره گشته و نفسم در سينهام حبس شده و تنها در كفنم جا گرفته باشم به من
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 165
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٦٥