تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
دادند ، غلام آزاد شده وى از على عليه السلام بدگويى مىكند . . . « 1 » 40 - از زيد شحام به نقل از ابوعبداللَّه ؛ امام صادق جعفربن محمد ، از پدرش محمدبن على امام باقر ، و او از پدرش عليهم السلام آورده است ، فرمود : « پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در يك بيمارى كه بهبود يافت ، بانوى زنان جهان فاطمه عليها السلام از آن حضرت عيادت كرد ، در حالى كه حسن و حسين به همراه او بودند ، با دست راست خود حسن عليه السلام را و با دست چپ حسين عليه السلام را گرفته بود و آنها راه مىرفتند و فاطمه عليها السلام در وسط آنها آمدند تا منزل عايشه وارد شدند . پس حسن عليه السلام طرف راست رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و حسين عليه السلام سمت چپ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نشستند و شروع كردند دست به قسمتهايى از بدن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كشيدن ولى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از خواب بيدار نشد . فاطمه عليها السلام به حسن و حسين عليهما السلام فرمود : عزيزان من ! جدتان تازه خوابش برده ، با ما كمك كنيد و اين لحظه او را ترك كنيد تا بيدار شود ! آن وقت بر مىگرديد . حسن و حسين عليهما السلام عرض كردند : اكنون ما از او جدا نمىشويم ، اين بود كه حسن عليه السلام روى بازوى راست پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و حسين عليه السلام روى بازوى چپ آن حضرت خوابيدند . به خواب رفتند ولى پيش از اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بيدار شود ، آنها بيدار شدند و فاطمه عليها السلام نيز همين كه آنها خوابيدند به منزل خودش برگشت . آن دو بزرگوار ، به عايشه گفتند : مادر ما چه شد ؟ عايشه گفت : همين
هامش
( 1 ) - همان : ص 228 و امالى طوسى : 2 / 38 . اين حديث را در بخش امامت به شمارهء 18 با اندك تفاوت لفظى نقل كرديم - م .