داد كه على عليه السلام پس از وى امام و پيشواى مردم است » . « 1 »
36 - از مفضل بن عمر به نقل از امام صادق عليه السلام از قول جدش عليهما السلام آورده است كه فرمود : « حسنبن علي بن ابى طالب عليهما السلام در زمان خودش ، از همهء مردم عابدتر ، پارساتر و فاضلتر بود ، وى به حج مىرفت ، با پاى پياده مىرفت و چه بسا با پاى برهنه راه را طى مىكرد . و چون به ياد مرگ مىافتاد ، گريه مىكرد و هر گاه نام قبر را مىبرد مىگريست و چون از بعث و نشور ياد مىكرد ، گريه مىكرد . و هر گاه از عبور بر صراط سخن به ميان مىآمد ، مىگريست . و هر وقت به ياد حضور در محضر خداى تعالى مىافتاد صيحهاى مىزد و از خود بى خود مىشد .
و چنان بود كه هر گاه به نماز مىايستاد اعضاى بدنش در محضر پروردگار عزّوجلّ مىلرزيد و چون از بهشت و دوزخ ياد مىكرد همچون مار گزيده به خود مىپيچيد و از خداوند درخواست بهشت مىكرد و از آتش دوزخ به او پناه مىبرد ، و آن حضرت هيچ گاه از كتاب خداى عزّوجلّ عبارت « يا ايها الذين آمنوا » را قرائت نكرد مگر اين كه گفت : « لبيك اللّهُم لبيك » ، به چيزى از احوال خود نگاه نكرد مگر اين كه از خداى سبحان ياد كرد .
وى از همهء مردم راستگوتر و در گفتارش فصيحتر بود ! روزى به معاويه گفتند : خوب است به حسنبن على عليهما السلام دستور دهى كه به منبر برود و سخنرانى كند ، تا عيب در گفتارش براى مردم روشن شود ! معاويه او را خواست و گفت : بالاى منبر برو و سخنانى بگو تا ما را
هامش
( 1 ) - امالى صدوق : ص 75 .