سپس گفت : خداوندا تو را گواه مىگيرم كه من در مسالمتم با كسى كه با آنها در مسالمت است و در جنگم با كسى كه با ايشان در جنگ است ، و دوستم با كسى كه ايشان را دوست بدارد و در كينم با كسى كه كينهء آنان را در دل دارد ، و دشنم با كسى كه دشمن ايشان است و دوستدار كسى هستم كه دوستدار ايشان است ، زيرا كه ايشان از من و من از ايشانم » . « 1 »
34 - از ابانبن عثمان به نقل از جعفربن محمد از پدرش از قول جدش آورده است ، فرمود : « مردى بيابانى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسيد ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با رداى رنگى درآمد ، عرض كرد : به گونهاى درآمدى كه گويا جوانى !
فرمود : « آرى اى مرد بيابان نشين ! من جوانمرد پسر جوانمرد ، برادر جوانمردم ! آن گاه خطاب به وى گفت : مگر اين سخن خداى تعالى را نشنيدهاى كه مىفرمايد :
« قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ »
« 2 » من پسر ابراهيمم ، و اما برادر جوانمردم بدان جهت كه در روز احد مناديى در آسمان ندا داد : « شمشيرى جز ذوالفقار و جوانمردى جز على نيست ! » از طرفى على برادر من و من برادر او هستم » . « 3 »
35 - از ابواسحاق نقل كرده ، مىگويد : به علي بن حسين عليهما السلام عرض كردم : معناى اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چيست كه مىفرمايد : « هر كه من مولاى اويم ، اين على مولاى اوست » ؟ فرمود : « پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به مردم اطلاع
هامش
( 1 ) - معانى الاخبار : ص 55 .
( 2 ) - انبياء / 60 : گفتند : ما شنيديم جوانى ، از آنها ( بتها به بدى ) ياد مىكرد ، به نام ابراهيم .
( 3 ) - معانى الاخبار : ص 119 .