تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
مستمندى بگذرد مگر اين كه به او چيزى بدهى ؛ زيراكه امروز روز جمعه است ! » عرض كردم : همهء كسانى كه گدايى مىكنند مستحق نيستند ! فرمود : « اى ثابت ! من از آن بيم دارم كه يكى از آنهايى كه از ما درخواست مىكنند مستحق باشد و ما به او غذايى ندهيم و از درِ خانه رد كنيم ، در نتيجه به ما اهل بيت آن نازل شود كه به يعقوب عليه السلام و خاندانش نازل شد ! به ايشان اطعام كنيد ! به ايشان اطعام كنيد ! همانا يعقوب عليه السلام هر روز گوسفند نرى را ذبح مىكرد و قسمتى از آن را صدقه مىداد و خود آن حضرت و خانواده‌اش از آن مىخوردند ، تا اين كه روزى گداى مؤمن روزه‌دار مستحقّى كه در پيشگاه خدا منزلتى داشت و رهگذر ناشناس بود ، در شامگاه جمعه هنگام افطار درِ خانهء او آمد ، درخواست كمك كرد ، در خانه صدا مىزد : گداى رهگذر گرسنه را از زيادى غذايتان بخورانيد ! و چند بار اين صدا را زد و آنها مىشنيدند ولى از استحقاق او ناآگاه بودند ! و حرف او را باور نداشتند ! همين كه آن گدا از اطعام ايشان نااميد شد ، و تاريكى شب همه جا را فراگرفت ، استرجاع گفت و اشك ريخت و از گرسنگىاش به درگاه خداى عزّوجلّ شكوه كرد و با شكم گرسنه شب را سپرى كردو آن روز روزه‌دار شكيبا و سپاسگزار خدا بود ، ولى يعقوب و خاندانش با شكم سير شب را گذراندند و در حالى صبح كردند كه مقدارى غذاى مانده در نزد ايشان بود ! » . فرمود : « پس خداوند عزّوجلّ در بامداد آن شب به يعقوب وحى كرد كه تو اى يعقوب ! بندهء مرا به گونه‌اى خوار كردى كه خشم مرا برانگيختى و با آن عملت مستوجب تنبيه من و نزول كيفر و مجازات من ، هم بر خود و
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 273 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى