تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
پرداختم از راه سركشى و به دليل شك و ترديد به خداوندى تو نبوده است و نه بدان جهت كه از كيفر و عقوبت تو ناآگاه بودم و نه آن كه سينه در برابر مجازات تو سپر كرده باشم ، بلكه نفس من امر را بر من مشتبه كرد و پرده‌پوشى تو بر گناهان من در اين راه كمكم كرد ، و هم اكنون نمىدانم چه كسى مىتواند مرا از عذاب تو نجات بخشد ؟ و اگر تو رشتهء محبت خود را از من قطع كنى به ريسمان كه چنگ بزنم ؟ پس واى به رسوايى من ! فرداى قيامت كه در پيشگاه تو بايستم ؛ آن هنگامى كه به سبكباران بگويند : بگذريد ! و به سنگين‌باران بگويند : در آتش دوزخ فروريزيد ! آيا با سبكباران من هم مىگذرم و يا جزو سنگين‌باران در آتش فرو مىآيم ؟ ! واى بر من كه هر چه عمرم طولانى مىشود گناهانم زياد مىگردد و توبه نمىكنم ! آرى هم اكنون وقت آن فرارسيده است كه از پروردگارم شرم كنم ! » . سپس گريست و آنگاه اين اشعار را به زبان آورد : « اى نهايت آرزوها ! آيا مرا در آتش دوزخ مىسوزانى ؟ پس ( به رحمت تو ) اميدوارم وانگهى خوف و خشيتم چه مىشود ؟ خداوندا ! با اعمال زشت و پستى به درگاه تو آمده‌ام و هيچ كس از مخلوقات تو همچون جنايت مرا مرتكب نشده است ! » آنگاه گريه كرد و گفت : « خداوندا ! پاك و منزّهى ، چنان تو را نافرمانى كنند كه گويا تو معصيت‌كاران را نمىبينى ! و چنان صبور و شكيبايى كه گويا كسى معصيت و نافرمانى تو را نكرده است ، به قدرى با خوشرفتاريت به