بندگان خود محبّت مىورزى كه گويى به آنها محتاجى ، در حالى كه تو اى مولاى من از همه ايشان بىنيازى ! » .
سپس به حال سجده روى زمين افتاد ، نزديك رفتم و سر مباركش را برداشتم و روى زانو گذاشتم ، و چند قطرهء اشك از چشمانم به صورتش فروريخت ، از جا بلند شد و نشست و با صداى آهسته گفت : « كيست كه مرا از ياد پروردگارم بازداشت ؟ » .
گفتم : من طاووس ( يمانى ) هستم يابن رسولاللَّه ! اين همه بىتابى و آه و ناله چرا ؟ ! ما بايد اين چنين بناليم كه معصيت كار و جنايتپيشهايم ، ولى پدر شما حسين بن على عليهما السلام و مادرت فاطمهء زهرا عليها السلام و جدّتان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است ! مىگويد : امام عليه السلام نگاهى به طرف من كرد و گفت :
« هيهات ، اى طاووس ! سخن از پدر و مادر و جدّم مگو ! كه خداوند بهشت را براى مطيعان و نيكوكاران آفريده است هر چند كه بنده حبشى باشند و آتش دوزخ را براى گنهكاران خلق كرده است ، اگر كه سيد قرشى باشند ، مگر اين سخن خدا را نشنيدهاى :
« فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ » ؟
« 1 » به خدا سوگند كه فرداى قيامت هيچ چيزى سودى به حال تو نمىبخشد مگر آن كه عمل صالحى در اين دنيا بجا آورده باشى ! » . « 2 »
هامش
( 1 ) - مؤمنون / 101 : وقتى كه در صور دميده شود ( روز قيامت ) ديگر نسبى در ميانشان نماند و كسى از نسب كسى نمىپرسد !
( 2 ) - مناقب : 2 / 252 .