تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
مادر وى مىشمرند و پنداشتند كه وى مادرش را تزويج كرده است ، پناه به خدا ! بلكه آن حضرت او را مطابق آنچه گفتيم تزويج كرد ، و آن هم به اين جهت بود كه حضرت با همسر خود آميزش كرده بود و بعد رفت ، غسل كرد و همين كنيز ؛ يعنى همان كه مردم مىگفتند : مادر ! آن حضرت را ديد فرمود : « اگر چيزى از اين بابت در دل دارى ، از خدا بترس و به من بگو ! » گفت : آرى . از اين‌رو امام عليه السلام با وى ازدواج كرد ، و مردم ( ناآگاه ) گفتند : على بن حسين عليهما السلام با مادرش ازدواج كرده است ! سهل بن قاسم مىگويد : هيچ فردى از خاندان ابوطالب در نزد ما نماند مگر اينكه اين حديث را از قول امام رضا عليه السلام نوشت . « 1 » 3 - ابوجعفر طبرى امامى ( شيعه ) از مسيّب بن نجبه نقل كرده ، مىگويد : وقتى كه اسيران فُرس را وارد مدينه كردند ، عمربن خطاب خواست زنان را بفروشد و مردان را بردگان عرب قرار دهد و بر آنها مقرر كند كه بيماران و ناتوانان و پيران كهنسال را در طواف به پشتشان پيرامون كعبه حمل كنند ، اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد : بزرگ و محترم ميان هر قومى را بزرگ شماريد ! » پس عمر گفت : من خود اين را از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه مىگفت : « هر گاه شخص محترم قومى نزد شما آمد ، اور ا احترام كنيد ! و مبادا مخالفت كنيد . » اميرالمؤمنين عليه السلام پس از اين گفت و گو فرمود : « پس تو چه حقى دارى با قومى كه محترمند چنان رفتار كنى ؟ ! اينان گروهى هستند كه به شما
هامش
( 1 ) - عيون الأخبار : 2 / 128 .
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 236 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى