تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤

شرح حال مادر آن حضرت

1 - كلينى مىگويد : مادر آن حضرت ، سلامه دختر يزدگرد پسر شهريار بن بشرويه ، پسر كسرى خسرو پرويز بود ، و اين يزدگرد آخرين پادشاه فرس است . از جابر به نقل از ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام آورده است ، فرمود : « چون دختر يزدگرد را ( پس از فتح ايران ، ضمن ديگر اسيران ) نزد عمر آوردند ، دختران مدينه به تماشاى او آمدند ، چنان بود كه مسجد مدينه از پرتو او روشن شد ، چون عمر به او نگريست ، دختر يزدگرد روى خود را پوشاند و گفت : اف بىروح باد هرمز ! عمر ( كه معناى حرف او را نفهميد ) گفت : او مرا دشنام مىدهد ؟ و خواست او را تنبيه كند . اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « تو صاحب اختيار او نيستى ، اجازه بده تا او يك مرد مسلمانى را براى ( همسرى ) خود انتخاب كند ، و او را جزو سهم غنيمت وى حساب كن ! » از اين رو او را مخيّر گذاشت و او هم آمد دست خود را بر سر امام حسين عليه السلام گذاشت ، اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيد : « نام تو چيست ؟ » عرض كرد : جهانشاه . اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « بلكه نام تو شهربانويه است . »