11 - كشى از ابوبصير نقل كرده ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « ابوخالد مدّتى پيشخدمت محمّد بن حنفيه بود و كمترين ترديدى در امامت او نداشت ، روزى نزد وى آمد و گفت : فدايت شوم ! من دوستى و حرمت شما را دارم و از همه كس شما را گزيدهام ، اينك شما را به حرمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام سوگند مىدهم ! بفرماييد :
آيا شما همان امامى هستيد كه خداوند اطاعت او را بر همگان واجب كرده است ؟
محمّد گفت : اى ابوخالد ! مرا سوگند عظيمى دادى ، بدان كه امام واجب الاطاعه على بن حسين عليهما السلام مىباشد ؛ او امام من و تو و هر مسلمانى است . ابوخالد پس از شنيدن اين سخن به حضور امام على بن حسين عليهما السلام شتافت و اجازهء ورود خواست ، گفتند : ابوخالد درِ منزل است ، امام عليه السلام اجازه داد ، وقتى كه وارد شد . نزديك آمد ، فرمود : خوش آمدى كنگر ! تو هيچ وقت به ديدن من نمىآمدى ، چه شده است ؟ ابوخالد با كمال تواضع از آنچه از امام عليه السلام شنيد سجدهء شكر بجا آورد و گفت : سپاس خدا را كه مرا از دنيا نبرد تا امامم را شناختم !
على بن حسين عليهما السلام فرمود : ابوخالد ! چگونه امامت را شناختى ؟ عرض كرد : مرا به نامى خوانديد كه مادرم به آن ناميده بود و خود فراموش كرده بودم و عمرى در خدمت محمّد بن حنفيه بودم ، ترديدى در امامت او نداشتم تا اين كه او را به حرمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام سوگند دادم و او مرا به شما راهنمايى كرد و گفت : او امام من و تو و تمام خلايق است . آنگاه اجازه گرفتم و خدمت شما آمدم و چون نزديك شما رسيدم مرا به نامى صدا زديد كه مادرم به آن نام ناميده بودم ! دانستم
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 151
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٥١