محمّد جلو رفت و دو ركعت نماز گذارد و دعاهايى خواند ، سپس از حجر شهادت خواست كه اگر امامت از آنِ اوست گواهى دهد ، اما جوابى نشنيد . آنگاه على بن حسين عليهما السلام به پا خاست ، دو ركعت نماز خواند سپس فرمود : « اى سنگى كه خداى تعالى تو را شاهد كسانى قرار داده است كه از بندگان او وارد بيتالحرام او مىشوند ، اگر مىدانى كه صاحب اين امر منم و امام واجبالاطاعه بر همهء بندگان خدا منم پس گواهى بر امامت من بده تا عمويم بداند كه او را حقى بر امامت نيست ! »
خدا حجرالاسود را به زبان عربى روشن و شيوا به سخن درآوردو گفت : اى محمّد بن على ! اين امر را به على بن حسين عليهما السلام واگذار كه او امام واجبالاطاعه هم بر تو و هم بر تمام بندگان خدا و همهء خلايق در تمام زمانها است ! محمّد بن على با شنيدن اين سخن خم شد پاى آن حضرت را بوسيد و گفت : امامت حق تو است .
بعضى گفتهاند : محمّد بن حنفيه از آن جهت اين كار را كرد كه شك و ترديدهاى موجود را از بين ببرد . و در روايت ديگرى آمده است كه خداوند حجر را به سخن آورد و گفت : اى محمّد بن على ! على بن حسين عليهما السلام حجّت خدا بر تو و بر همهء كسانى است كه در زمين و آسمانند و واجب الإطاعه است . پس به حرف او گوش فرا ده و از او اطاعت كن ؛ از اينرو ، خطاب به او گفت : اى حجّت خدا در زمين و آسمانش من مطيع شمايم !
7 - اربلى از امام باقر عليه السلام نقل كرده ، مىفرمايد : « چون حسين بن على عليهما السلام به شهادت رسيد ، محمّد بن حنفيّه نزد على بن حسين عليهما السلام آمد و گفت : اى برادر زاده ! من عموى تو و برادر پدرت هستم و از تو سنّم
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٤٨