تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
برادرت چنان سخن مىگويى كه با هيچ كس آن چنان حرف نمىزنى ؟ محمّد گفت : او مرا به داورى حجرالاسود خواند و من هم رفتم و از حجر شنيدم كه مىگفت : اين امر ( امامت ) را به برادرزاده‌ات واگذار كه او از تو بر آن امر سزاوارتر است . از اين رو ابوخالد كابلى شيعهء امامى شد . « 1 » 6 - راوندى از ابوخالد كابلى نقل كرده ، مىگويد : محمّد بن حنفيّه پس از شهادت حسين عليه السلام و بازگشت على بن حسين عليهما السلام به مدينه ، مرا خواست ، و ما همگى در مكّه بوديم . فرمود : نزد على بن حسين عليهما السلام برو و به او بگو كه من پس از برادرانم حسن و حسين عليهما السلام بزرگترين فرزند اميرالمؤمنينم به اين امر ( امامت ) از شما سزاوارترم بنابراين سزاست كه آن را به من واگذارى و اگر مايلى مىتوانى داورى انتخاب كنى تا به داورى او مراجعه كنيم ! من هم نزد آن حضرت رفتم و پيام وى را رساندم . فرمود : « برگرد و بگو : عمو ! از خدا بترس و چيزى را كه خدا براى تو مقرّر نكرده ادّعا نكن ! و اگر قبول ندارى بين من و تو حجرالاسود داور باشد ، هر كدام از ما را كه حجرالاسود گواهى داد او امام است ! » . ابوخالد مىگويد : من پاسخ امام عليه السلام را برگرداندم . محمّد گفت : بگو من هم قبول كردم . ابوخالد مىگويد : آن دو حركت كردند و من هم با ايشان بودم وارد مسجدالحرام شدند و كنار حجرالاسود آمدند ، فرمود : « شما سالخورده‌تريد از حجرالاسود بخواهيد تا گواهى دهد ! »
هامش
( 1 ) - اعلام الورى : ص 254 .
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 147 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى