بن محمّد عليهما السلام برگشت در اين باره مىگويد :
دگرگونى روزگار و ماجراى كُنكُر « 1 » و امر ابوخالد
كه خود بيانگر حقيقت است و داستان بازگشت
عقيدهء وى به امامت آقاى پاك و مطهّر كه
باعث روشنايى فضاى بهشت است ، شگفت آور است !
على بن حسين عليهما السلام كه با عمويش دربارهء
بازگرداندن زمام امامت و رهبرى به وى
و بردن داورى به نزد حجرالأسود
و رويداد سخن شيوا گفتن حجرالاسود
كه بىترديد تسليم شدن عمو را در برابر
برادرزاده به زبان گويا بيان كرد ؛
من به اين مطلب گواهى دارم چنان كه
به درستى و راستى آيات قرآن گواهى مىدهم
على بن حسين عليهما السلام امام من است
و ترديدى ندارم در حالى كه تو بر خلاف قول من سخن گفتى ! « 2 »
5 - همو از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه « ابوخالد به امامت محمّد بن حنفيّه معتقد بود از اين رو از « كابل شاه » به مدينه آمد و شنيد كه محمّد به على بن حسين عليهما السلام مىگويد : اى آقاى من ! پرسيد : شما با پسر
هامش
( 1 ) - كنكر ، نام اصلى ابوخالد كابلى از اصحاب امام سجّاد عليه السلام كه ابتدا كيسانى مذهب و پيرو محمّد بن حنفيه بود سپس مستبصر شد و به امامت امام سجّاد عليه السلام عقيده پيدا كرد - م .
( 2 ) - اعلام الورى : ص 253 .