و مرگ صاحبان فضيلت گويد : روزگار چنين است ! »
پس من از او جويا شدم ديدم علي بن حسين عليهما السلام است ، گفتم : پدرم به فدايش ! اين جوجه جز از آن آشيانه امكان ندارد ! « 1 »
9 - « 2 » ابن قولويه از غلام علي بن حسين عليهما السلام به نام اشرف نقل كرده ، در حالى كه آن حضرت زير سايبانى در حال سجده بود ، عرض كرد : مولاى من يا علي بن حسين ! آيا وقت آن نرسيده است كه اندوه شما پايان پذيرد ؟
امام عليه السلام سرش را بلند كرد و گفت : « واى بر تو - يا - مادرت به عزايت بنشيند ! به خدا سوگند كه يعقوب به درگاه خدا شكوه كرد در حالى كه كمتر از مصيبت مرا ديده بود تا آنجا كه گفت : وا اسفا بر يوسف ! در صورتى كه او يك پسر را گم كرده بود و من پدر مرا با گروهى از اهل بيتم با سر بريده در اطرافم ديدم ! » .
راوى مىگويد : علي بن حسين عليهما السلام به فرزندان عقيل گرايش بيشتر داشت ، پرسيدند : چگونه است كه شما به اين عموزادهها بيشتر از خاندان جعفر تمايل داريد ؟
فرمود : « آن روز ايشان را به خاطر مىآورم كه با اباعبداللَّه حسينبن على عليهما السلام - در عاشورا - بودند ، دلم به حال ايشان مىسوزد ! » « 3 »
10 - مجلسى از سيدبن طاووس به نقل از امام صادق عليه السلام آورده است
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 263 . در روضات الجنات : 5 / 161 وجود اصمعى مشهور را در زمان امام عليه السلام بعيد شمرده است . و به نظر بنده انتساب اين اشعار به امام عليه السلام نيز به دليل فقدان بلاغت لازم بعيد بلكه ابعد است - م .
( 2 ) - روايت شماره 5 تا 9 به ترتيب همان روايات 91 تا 94 بخش جود و پارسائى امام عليه السلام و بخشاول شماره 3 همين بخش است - م .
( 3 ) - كامل الزيارات : ص 107 .