تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
كه فرمود : « زين العابدين عليه السلام چهل سال براى پدرش گريه كرد در حالى كه روزها روزه‌دار و شب‌ها در حال نماز بود ، چون موقع افطار مىشد غلام آن حضرت خوردنى و آشاميدنى مىآورد و در مقابل او مىگذشت ، مىگفت : مولاى من ، ميل بفرماييد ! مىفرمود : « فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را گرسنه و تشنه كشتند » و همچنان اين سخن را تكرار مىكرد و به قدرى گريه مىكرد كه غذاى آن حضرت با اشك چشمش‌تر مىشد ، و پس از آن آشاميدنى نيز با اشكها آميخته مىگشت ، همواره چنين بود تا به خداى عزّوجلّ پيوست . غلام آن حضرت نقل مىكند : روزى امام عليه السلام راهى بيابان شد من هم به دنبال او رفتم ديدم روى سنگ خشنى سجده مىكند ، ايستادم در حالى كه صداى ناله و گريه او را مىشنيدم و شمردم هزار مرتبه گفت : « لا إله الا الله حقا حقا ، لا إله الا الله تعبدا و رقا لا إله الا الله ايمانا و صدقا » ، سپس سر از سجده بلند كرد در حالى كه محاسن و صورتش از اشكهاى چشمش تر بود ، عرض كردم : آقاى من ! آيا وقت آن نرسيده است كه غم شما پايان پذيرد و كمتر اشك بريزيد ؟ فرمود : « واى بر تو ، يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم عليهم السلام پيامبر و پسر پيامبر ، دوازده پسر داشت ، خداى سبحان يكى از آنها را از نظرش پنهان ساخت ، موهايش از غم همان يك فرزند سفيد و كمرش از غصه خميده شد و چشمش از زيادى گريه كور شد ! در حالى كه پسرش در دنيا زنده بود و من پدر ، برادر و هفده تن از اهل بيتم را روى خاك افتاده و كشته ديدم ، حال چگونه غم من پايان پذيرد و گريه‌ام كاسته شود ؟ ! » . « 1 »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار : 45 / 149 .
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 139 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى