393 - وبهذا الإسناد ، عن أبي جعفر محمّد بن عليّ بن نوبخت قال : عزمت على الحجّ وتأهّبت فورد عليّ : « نحن لذلك كارهون » فضاق صدري واغتممت وكتبت أنا مقيم بالسمع والطاعة غير أنّي مغتمّ بتخلّفي عن الحجّ ، فوقّع :
« لا يضيقنّ صدرك فإنّك تحجّ من قابل » .
فلمّا كان من قابل استأذنت فورد الجواب ، فكتبت إنّي عادلت محمّد بن العباس وأنا واثق بديانته وصيانته فورد الجواب : « الأسدي نعم العديل فإن قدم فلا تختر عليه » قال :
فقدم الأسديّ فعادلته .
394 - محمّد بن يعقوب ، عن عليّ بن محمّد ، عن محمّد بن شاذان النيشابوري قال :
اجتمع عندي خمسمائة درهم ينقص عشرون درهما فلم أحبّ أن ينقص هذا المقدار ،
شرح
3 / 393 - أبو جعفر محمّد بن علي بن نوبخت گفته است : قصد حجّ كرده بودم وأسباب سفر را مهيا كردم كه توقيعى با اين مضمون براي من وارد شد : « ما از اين سفر خرسند نيستيم . » با ديدن اين توقيع دلم تنگ شده وناراحت شدم . به محضر حضرت نوشتم : دستور را شنيده وأطاعت كردم ، فقط به خاطر نرفتن به حجّ ناراحتم . بعد توقيع شريف آمد : « دلتنگ نباش ، چون سال آينده به حجّ مىروى » . وقتي كه سال بعد رسيد ، براي رفتن به حجّ اجازه خواستم ، جواب نامهام آمد [ كه اجازه داده بود ] بعد نامهء ديگرى نوشتم كه « با محمّد بن عباس رفيق راه هستم ، چراكه به ديانت وامانتدارى أو اطمينان دارم » . جواب آمد كه « اسدى همسفر خوبى است ، اگر أو بيايد كس ديگرى را به أو ترجيح نده » . بعد از آن اسدى آمد ومن با أو همكجاوه شدم .
4 / 394 - محمّد بن شاذان نيشابورى گفته است : 480 درهم در نزد من فرآهم شد ، دوست نداشتم كه اين مبلغ تمام وكمال نباشد ، بنابراين بيست درهم از أموال خودم را به