تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغيبة ( فارسي ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
الحجّة من بعده وفي مجلسه عليه السّلام أربعون رجلا ، فقام إليه عثمان بن سعيد بن عمرو العمريّ فقال له : يا ابن رسول اللّه أريد أن أسألك عن أمر أنت أعلم به منّي . فقال له : اجلس يا عثمان . فقام مغضبا ليخرج فقال : لا يخرجنّ أحد ، فلم يخرج منّا أحد إلى ( أن ) كان بعد ساعة فصاح عليه السّلام بعثمان فقام على قدميه فقال : أخبركم بما جئتم ؟ قالوا : نعم يا ابن رسول اللّه ! قال : جئتم تسألوني عن الحجّة من بعدي ؟ قالوا : نعم ، فإذا غلام كأنّه قطع قمر أشبه النّاس بأبي محمّد عليه السّلام ، فقال : هذا إمامكم من بعدي وخليفتي عليكم ، أطيعوه ولا تتفرّقوا من بعدي فتهلكوا في أديانكم ألا وإنّكم لا ترونه من بعد يومكم هذا حتّى يتمّ له عمر ، فاقبلوا من عثمان ما يقوله وانتهوا إلى أمره واقبلوا قوله فهو خليفة إمامكم والأمر إليه ، في حديث طويل .
شرح
حضرت سؤال كنيم ، ودر مجلس امام عليه السّلام چهل نفر حضور داشتند . عثمان بن سعيد عمرى برخاسته ، عرض كرد : اى پسر رسول خدا ! مىخواهم از شما در مورد امرى سؤال كنم كه شما از من به آن آگاه‌تر هستيد . حضرت فرمودند : اى عثمان ! بنشين . حضرت با غضب برخاستند تا بيرون بروند ودر همين حال فرمودند : هيچ‌كسى از شما بيرون نرود . پس كسى از ما بيرون نرفت ، تا اين‌كه پس از مدتي حضرت ، عثمان را صدا زدند ، وعثمان سراپا ايستاد ، حضرت فرمودند : به شما از چيزىكه براي آن آمده‌ايد خبر بدهم ؟ همگى عرض كردند : بله ، اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه واله ! حضرت فرمودند : همه شما آمده‌ايد كه از من درباره حجّت خدا پس از من سؤال كنيد ؟ عرض كردند : بله ، در همين حين پسربچه‌اى كه گويا پاره‌اى از ماه بود واز همه‌كس به امام حسن عسكرى عليه السّلام شبيه‌تر بود پديدار شد ، حضرت فرمودند : پس از من اين پسر امام شما وجانشين من بر شما است ، أو را أطاعت كنيد ، وبعد از من متفرق وپراكنده نشويد كه در مورد دين خود به هلاكت مىرسيد ، بدانيد كه أو را بعد از اين نخواهيد ديد تا آن زمان كه عمر [ غيبت ] برايش به اتمام برسد ، پس هرچه كه عثمان مىگويد قبول كنيد ، امر ما به أو منتهى مىشود ، پس حرف أو را قبول كنيد ، چراكه أو جانشين ونماينده امام شماست وامر هدايت شما [ در زمان غيبت امام ] با اوست . البتة حديث طولانى است .