5 - فصل في ذكر العلة المانعة لصاحب الأمر عليه السّلام من الظهور .
لا علّة تمنع من ظهوره إلّا خوفه على نفسه من القتل ، لأنّه لو كان غير ذلك لما ساغ له الاستتار وكان يتحمّل المشاقّ والأذى ، فإنّ منازل الأئمّة وكذلك الأنبياء عليهم السّلام إنّما تعظم لتحمّلهم المشاقّ العظيمة في ذات اللّه تعالى .
فإن قيل : هلّا منع اللّه من قتله بما يحول بينه وبين من يريد قتله ؟
قلنا : المنع الّذي لا ينافي التكليف هو النهي عن خلافه والأمر بوجوب اتّباعه ونصرته
شرح
علّتى كه مانع از ظهور صاحب الامر عليه السّلام شده است
هيچ علتي مانع از ظهور حضرت نشده ، مگر ترس حضرت بر جان مباركش از كشته شدن ، به دليل اينكه اگر غير از اين بود مخفى شدن ايشان صحيح نبود وبه همين دليل است كه حضرت سختىها وآزارها را تحمل فرمودهاند . چراكه مدارج ومقامات معرفتي ائمّه دين وأنبيا عليهم السّلام به اين جهت بسيار بلند وعظيم است كه مشقّات وسختىهاى بزرگ را براي رضاى خداوند تبارك وتعالى تحمّل مىكنند .
اشكال : چرا خداوند بهگونهاى [ مثل ملائكة يا نيروهاى غيبى ] بين أو وكسى كه قصد قتل ايشان را دارد ، حائل ومانع كشته شدن أو نشده است ؟
پاسخ : [ اينكه خداوند مانع كشته شدن امام عليه السّلام شود ، دو گونه است : يا منافاتى با تكليف دارد ويا اينكه منافاة ومخالفت ندارد و ] منعى كه منافاة ومخالفتي با تكليف ندارد ، عبارت است از نهى از مخالفت كردن با امام عليه السّلام وامر به وجوب تبعيت وكمك كردن به ايشان واينكه بفرمايد مردم ملزم به أطاعت از ايشان هستند ،