تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
ابن ابو عمير از حضرت صادق ( ع ) روايت مىكند خداوند تنها عذابش را از قوم يونس بر طرف نمود . هنگاميكه دعوت يونس در مورد قومش به هدف دلخواه نرسيد و آنها همچنان بر بىايمانى خود پافشارى كردند آنحضرت تصميم گرفت مردمش را مورد نفرين خويش قرار دهد . در ميان آن مردم عابدى به نام « مليخا » و دانشمندى بنام « روبيل » زندگى مىكردند شخص عابد با تصميم يونس هم عقيده بود اما روبيل به آنحضرت مىگفت قومت را مورد نفرين خويش قرار مده زيرا كه خداوند هلاكت آنها را نمىپسندد اما نهايتا توصيه مليخا را پذيرفت و مردم خويش را نفرين كرد كمى قبل از نزول عذاب آنحضرت به اتفاق عابد قومش از شهر خارج شدند اما مليخاى دانشمند مردم شهرش را ترك نگفت بلكه به ارشاد آنها پرداخته و از ايشان خواست تا به بيابانها پناه برند و زنان را از كودكانشان جدا سازند و نيز همين عمل را در مورد حيوانات نيز اجرا نمايند آنگاه به تضرع و زارى بپردازند آنها نيز چنين كردند و خداوند نزول عذاب قطعى را از آنها مرتفع ساخت كمى بعد از ساعت موعود يونس به ميان شهر بازگشت كه نحوه هلاكت مردم را بنگرد اما با