تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
شيطان به خانه مادر سليمان و همسران او نيز سرى زده بود هنگاميكه جستجوگران به منزل مادر سليمان آمدند آنزن خطاب به آنها گفت : فرزندم نيكوكارترين انسانها است اما نمىدانم چگونه امروز به مخالفت با من پرداخت ؟ آن عده سپس به منزل همسران سليمان وارد گشتند . تعدادى از زنان به آن جماعت گفتند : هيچگاه سليمان در ايام حيض نزد ما نمىآمد ! مشخص بود كه شيطان به هر كجا مىرفت و به هر چيزى متلبس مىگشت تا خود را از دسترسى سليمان و مامورينش نجات بخشد تا آنكه نهايتا از ترس سليمان آن انگشترى را درون دريايى انداخت و به امر خداوند ماهىاى آن را در دهان خويش فرو برد . مردم چهل شبانه روز در جستجوى سليمان بودند و او در كنار ساحل دريا به تضرع و زارى مىپرداخت بعد از اين مدت او با صيادى آشنا گشت و نزد او به شاگردى پرداخت روزى يك ماهى به عنوان دستمزد از او دريافت كرد و هنگاميكه شكم آن را گشود انگشترى خود را در ميان آن يافت و مجددا بر اريكه قدرت تكيه زد و دستور داد تا شيطانيرا كه اقدام به ربودن انگشترى كرده بود به اتفاق تمامى سربازانش در ميان آبها و شكاف صخره‌ها به بند كشيده و محبوس سازند . آنگاه نزد آصف بن برخيا كاتب خويش كه علم الهى نزد وى بود ، آمد و اظهار داشت تمام مخالفان را به بند كشيده‌ام حال بگو با تو چه كنم ؟ آصف گفت : من هيچگاه قلمم در راه كتابت ظلم و بر عليه مظلومين به كار نرفت اما حال تو بگو چرا به هدهد كه بد رايحه‌ترين پرندگانست علاقه‌مندى ؟ سليمان گفت : بدانجهت كه او قادر است از وراى سنگى عظيم و سخت آب را بنگرد آصف پرسيد : چگونه او قادر به اين كار است در حالى كه نمىتواند دامى را كه در زير مقدارى خاك براى شكار او پهن گشته است مشاهده كند ؟ سليمان در پاسخ گفت اين مسأله‌اى جداگانه است زيرا آنموقع كه تقدير الهى نازل گردد در برابر ديده‌ها حائلى افكنده خواهد شد . [ 1 ] در حديثى صحيح از امام صادق ( ع ) آمده است : هنگامى اسبان در معرض ديد
هامش
[ 1 ] تفسير قمى - ج 2 - ص 236 - اين گونه احاديث با روش جمهور اهل سنت موافقت دارد زيرا كه نمىتوان نبوت را تنها در بدست كردن و خارج نمودن انگشترى خلاصه نمود و يا قبول كرد كه شيطان به شكل پيامبرى درآمده و به ميان زنان او رفته باشد !