ميانجى ميانشان آشتى برقرار مىنمود ، هرگاه سخنى را از كسى مىشنيد او را مورد تخطئه قرار نمىداد بلكه از وى مىخواست تا منبع خبر خويش را بيان دارد . در محافل فقيهان و حكماء بسيار رفت و آمد مىكرد و حاكمان را مورد لطف خويش قرار مىداد ، آنگاه لب به سخن مىگشود كه برايش فائدهاى داشته باشد . گفته شده است خداوند در نيمروزى گروهى از فرشتگانش را به سوى لقمان فرستاد تا از او بپرسند آيا مايل است به عنوان خليفة الله در روى زمين به داورى ميان انسانها بپردازد ؟ لقمان در پاسخ فرشتگان گفت : اگر خداوند مرا به اين كار امر فرمايد حتما متكفل اجراى آن خواهم شد اما اگر مخير باشم ميان انتخاب يا رد آن مسلما آن را نخواهم پذيرفت چرا كه منصب قضاوت سختترين مراحل زندگى دنيوى و امتحانى بس بزرگ است .
شبانگاه خداوند رداى حكمت را بر لقمان پوشانيد و او در ميان مردم با بيان سخنان حكمت آميز آنها را به راه راست هدايت مىكرد . از طرفى خداوند همين پيشنهاد را در مورد داود نيز مطرح نمود و او بر خلاف لقمان منصب قضاوت را پذيرفت و در مرحله اجرا با مشكلاتى مواجه گشت . او بارها با مشاهده لقمان به وى مىگفت خوشا به حالت كه هم از حكمت الهى بهرهمند گشتى و هم بلا و گرفتارى را از خويش دور ساختى . از جمله اندرزهاى لقمان به فرزندش مىتوان به اين جملات اشاره نمود :
فرزندم از روزى كه پا به عرصه جهان نهادى پشت به دنيا و رو به آخرت داشتى و خانهاى كه تو خود بسوى آن حركت مىكنى بسيار نزديكتر از خانهاى است كه از آن دور گشتهاى .
فرزندم در مجلس دانشمندان زانو به زانوى آنها بنشين و هرگز به جدال با آنها برنخيز و از دنيا آنقدر بهره جو كه نيازمند نباشى و و بال بر ديگران گردى و تا آن حد به روزهدارى مشغول باش كه شهواتت به كنترل تو درآيد نه آنكه حلاوت اقامه نماز را از تو بستاند . زيرا كه نماز نزد خداوند بسيار با فضيلتتر از روزه است .
فرزندم دنيا دريايى عميق است كه بسيارى در آن غرق گشتهاند ، پس كشتى خود را از ايمان بناساز و بادبان آن را توكل بر خدا و توشه راهت را تقواى الهى قرار ده و
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 466
مساهمون: السيد نعمة الله الجزائري
ص٤٦٦