تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
سفر را آغاز نمودند . آنها وقتى به مكان مورد نظر رسيدند مردى را ديدند كه به پشت خوابيده است اما وى را نشناختند . در همين لحظه يوشع ماهى نمك سوده را در آب شسته و آن را بر روى تخته سنگى قرار داد آن دو بىتوجه به آنكه آب آن رودخانه آب زندگى جاودانه مىباشد از ماهى خود كه زنده شده و در آب سرازير گشته بود ، غافل گشتند ، بعد از مدتى كه آنها به مسير خود ادامه دادند احساس گرسنگى بر موسى عارض شد و از يوشع خواست تا غذايى را براى خوردن مهيا نمايد .
آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً
[ 1 ] غذايى برايمان بياور تحقيقا كه سفر سختى را پشت سر نهاده‌ايم » در اين موقع يوشع به يادش آمد كه ماهى را بر فراز صخره به جا نهاده‌اند
فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ . . . .
[ 2 ] من داستان فرو رفتن ماهى را در آب فراموش كردم و شيطان آن را از ياد من برد » در همين هنگام موسى به يوشع گفت : آن مردى را كه ما در كنار صخره ديديم همان خضر بوده است سپس آنها با دنبال كردن جاى پاى خود از همان راهى كه آمده بودند بازگشتند تا به نزد خضر رسيدند .
فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً
[ 3 ] [ 4 ] « محمد بن على بن بلال » مىگويد : يونس و هشام پيرامون اعلميت موسى و خضر اختلاف نظر داشتند تا آنكه از على بن موسى الرضا ( ع ) در اينمورد توضيح خواستند آنحضرت در پاسخ آنها فرمودند : موسى بن عمران به نزد خضر آمده و از او خواست تا از دانش و هدايتى كه در اختيار دارد وى را نيز بهره‌مند سازد
أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً
اما خضر به او گوشزد نمود كه وى طاقت و تحمل آموخته‌هاى وى را ندارد آنگاه از مصائبى كه بر محمد و آل محمد ( ص ) وارد آمده است برايش سخن گفت بطوريكه گريه و ناله هر دو به آسمان رسيد . همچنين از جفا و تكذيبى كه در حق پيامبر اتفاق خواهد افتاد وى را آگاه ساخت و تاويل و باطن آيه
وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ
[ 5 ] ( دلها و ديدگان مشركان را بر مىگردانيم تا به مانند اولين بار باز هم به معجزات پيامبر ايمان نياورند ) را براى
هامش
[ 1 ] سورهء كهف - آيهء 62 . [ 2 ] سورهء كهف - آيهء 63 . [ 3 ] سورهء كهف - آيهء 64 . [ 4 ] تفسير قمى - ج 2 - ص 37 . [ 5 ] سورهء انعام - آيهء 110 .