قالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِ فَما ذا تَأْمُرُونَ
[ 1 ] . فرعون و هامان كه خود از سحر بهرهاى داشتند ابتدا هزار نفر از جادوگران مصرى را از سراسر مصر فرا خواندند سپس از ميان آنها هشتاد نفر را براى مقابله با موسى انتخاب كردند ساحران با فرعون به توافق رسيدند در صورتى كه بر موسى چيره شوند بر مناصب مهم حكومتى دست يابند و چنانچه جادوى آنها در برابر موسى به ناكامى انجامد همگى به خداى او ايمان آورند فرعون تعهد نمود در صورتى كه چنين شود خود نيز بدانها ملحق شود . روز موعود كه عيد قبطيان بود فرا رسيد جادوگران در كنارى آماده مقابله بودند و مردم بسيارى ناظر بر صحنه . فرعون بر تختى بلند و در لباسى از آهن كه در زير اشعه خورشيد چشمها را مىآزرد دستور هنرنمايى داد . ابتدا ساحران او طناب و چوبدستى خود را بر زمين انداختند . مردم آن اجسام بىجان را مىديدند كه مانند مار مىخزند . ابتدا خوفى بر موسى مستولى گشت اما نداى روحبخش الهى باعث تسكين خاطر او شد .
قالَ لَهُمْ مُوسى أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ . فَأَلْقَوْا حِبالَهُمْ وَ عِصِيَّهُمْ
. . .
قالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ
[ 2 ]
فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى
. . .
لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى وَ أَلْقِ ما فِي يَمِينِكَ
[ 3 ] به امر خداوند موسى چوبدستى خود را به ميان ساحران پرتاب كرد آن عصا ابتدا مانند گلولهاى ذوب گشت . آنگاه سر اژدهايى بزرگ از آن بيرون آمد تا اينكه تركيبى از يك هيولاى كامل در برابر چشم حاضرين شكل گرفت ، اژدها دهان گشوده و آرواره خود را بر جايگاه فرعون نهاد . سپس چرخى زده و تمام چوبدستىها و طنابهاى ساحران را بلعيد . مردمى كه در آن نقطه جمع شده بودند از ترس پا به فرار گذاشتند . مىگويند در اين حادثه ده هزار نفر زير دست و پا به هلاكت رسيدند و هامان و فرعون از فرط ترس جامه خويش را نجس نمودند .
در اين لحظه خداوند به موسى وحى فرستاد كه بار ديگر آن حيوان را به شكل اول باز خواهد گردانيد و چيزى نگذشت كه موسى پارچهاى را در دست خود پيچيده و در دهان اژدها فرو برد كمى بعد عصاى او به شكل اول در دستانش بود .
هامش
[ 1 ] سورهء شعراء - آيهء 34 و 35 .
[ 2 ] سورهء شعراء - آيهء 43 و 44 .
[ 3 ] سورهء طه - آيات 67 تا 69 .