تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ
[ 1 ] هنگاميكه جادوگران در برابر موسى به سجده افتادند هامان خطاب به فرعون گفت : اگر وضع به همين صورت ادامه پيدا كند به زودى آئين تو منسوخ خواهد شد . بهتر است طرفداران او را به زندان افكنى . فرعون نيز چنين كرد و به نصايح موسى نيز اهميت نداد . چيزى نگذشت كه خداوند طوفانى را بر آنها نازل ساخت تا مجبور شوند از خانه‌هاى خود گريخته و در ميان چادرهاى بيابان زندگى نمايند . كمى بعد فرعون از موسى خواست تا دعا نمايد عذاب الهى از آنها بر طرف شود در عوض او نيز از بنى اسرائيل دست برخواهد داشت . با دعاى موسى رحمت الهى مجدداً جايگزين گشت اما فرعون با توصيه هامان مجدداً دست به طغيان زد اين كار بارها تكرار شد و هر بار شكلى از عذاب بر آل فرعون نازل مىگشت . يك بار هجوم ملخها و نابودى كشتزارهاى آنها ، بار ديگر حمله شپش‌ها كه براى اولين بار بود خداوند چنين حشره‌اى را خلق كرده بود و نوبتى ديگر نزول قورباغه‌هايى كه در آب و غذاى آنها وارد گشته و از پشت و گوششان خارج مىشد . هنگاميكه فرعون آزار و اذيت بنى اسرائيل را ادامه داد خداوند آب رودخانه نيل را براى قبطيان تبديل به خون نمود . اما بنىاسرائيل هرگاه دست بسوى آن مىبردند اثرى از خون را در آب نمىديدند تا آنكه آنها مجدداً به خيانت و كشتار بنى اسرائيل روى آوردند . اينبار عذاب الهى به صورت تگرگى سرخ رنگ بر سر آنها باريدن گرفت و تعداد بىشمارى را به هلاكت رساند بار ديگر قبطيان از موسى امان خواستند و كليم خدا از آنها رفع عذاب نمود ، اينبار عده بسيارى به موسى ايمان آورده بودند و او تصميم گرفت با هوادارانش از مصر خارج شود . فرعون نيز به توصيه هامان لشكرى را براى تعقيب آنها به شهرستانهاى اطراف فرستاد .
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ
[ 2 ] [ 3 ] در روايات آمده است كه فرعون گاوپرست بود و به همين علت است كه بعدها سامرى بنى اسرائيل را دعوت نمود تا گوساله‌اى را پرستش نمايند . در نوع طوفانى
هامش
[ 1 ] سورهء اعراف - آيهء 129 . [ 2 ] سورهء شعراء - آيهء 53 . [ 3 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 236 .
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 366 | السيد نعمة الله الجزائري / عزيزى