چنين مردم طغيانگرى بود . گرماى طاقت فرسايى بر آنها مستولى گشت بطوريكه آب چشمهها از شدت حرارت قابل شرب نبود . عاقبت آنها تصميم گرفتند به بيشهاى كه نزديك آنها بود پناه آورند و اين همان محلى است كه خداوند در قرآن از آن با نام
أَصْحابُ الْأَيْكَةِ *
[ 1 ] ياد مىكند قوم مدين بر فراز آن بيشه ابرى سياهرنگ را مشاهده كردند و به زعم آنكه به زودى از آن باران خواهد باريد بطرفش هجوم آوردند . و در همين لحظه بود كه عذاب الهى به صورت شرارههاى سوزان بر سر آنان باريدن گرفت و حتى يك نفر نيز از آن حادثه جان سالم بدر نبرد
فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ
[ 2 ] بعد از نابودى اهالى مدين و أيكه شعيب و همراهانش به مكه آمدند و در آنجا بودند تا مرگشان فرا رسيد . اما اكثر روايات مىگويد كه شعيب بعد از نابودى مردمش همچنان در مدين باقى ماند تا توانست موسى بن عمران ( ع ) را ملاقات نمايد . [ 3 ] و امير المؤمنين ( ع ) مىفرمايند : شعيب ( ع ) آنقدر به دعوت قومش ادامه داد تا به سن پيرى رسيد اما كسى به او وقعى ننهاد . مدتى بعد او به صورت جوانى خوش سيما مجددا بسوى قوم خويش مبعوث گرديد اما مردم به او گفتند :
هنگاميكه در سن پيرى ما را موعظه مىكردى پاسخت نگفتيم حال در هيئت جوانى از ما چه انتظارى خواهى داشت ؟ ! [ 4 ] امام صادق ( ع ) فرمودند : از ميان پيامبران الهى چند نفر اصالتا عرب بودهاند و آنها عبارتند از : هود ، صالح ، اسماعيل ، شعيب كه از بكائين است و محمد ( ص ) . [ 5 ] امام باقر ( ع ) ضمن روايتى مىفرمايند : خداوند به شعيب وحى فرستاد كه من صد هزار نفر از قوم ترا عذاب خواهم نمود . چهل هزار نفر از آنها در زمره فاسقين و بدكارانند اما شصت هزار نفر باقى مردمان نيكوكارى هستند اين عده را بدان خاطر عذاب مىكنم كه معصيت كاران را مدارا نموده و در برابر گناهان آنها از خود نرمش نشان دادند و خشم مرا ناديده انگاشتند . [ 6 ] ابن عباس نقل مىكند كه شعيب دويست
هامش
[ 1 ] بحار - ج 12 - ص 384 .
[ 2 ] سورهء شعراء ، آيهء 189 .
[ 3 ] بحار - ج 12 - ص 384 .
[ 4 ] بحار - ج 12 - ص 385 .
[ 5 ] بحار - ج 12 - ص 385 .
[ 6 ] كافى - ج 5 - ص 56 و مشكاة الانوار - ص 56 .