پرداخت نماييد
وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ
يعنى از حق آنها چيزى را نكاهيد
وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها
يعنى بار ديگر ثمره تلاش پيامبران را با گناهان خويش و حلال شمردن محرمات پايمال نكنيد .
« و لا تقعدوا » عادت مردم مدين اين بود كه در كمين كسانى كه قصد داشتند به نزد شعيب رفته و به دو ايمان آورند ، مىنشستند و آنها را تهديد به مرگ مىكردند بعضى نيز در تفسير اين آيه گفتهاند كه آنها گروهى قطاع الطريق بودند كه به راهزنى مىپرداختند .
وَ تَبْغُونَها عِوَجاً
يعنى اهل مدين شعيب و دعوت او را باطل مىشمردند .
فَكَثَّرَكُمْ »
يعنى به ياد آوريد كه خداوند چگونه بر جمعيت شما افزود . ابن عباس مىگويد : مدين فرزند ابراهيم با دختر لوط ازدواج نمود . ثمره اين ازدواج نسلى بسيار بود كه از آنها باقى ماند . [ 1 ] « انس » از رسول اكرم ( ص ) روايت مىكند كه شعيب بر اثر گريه بسيار در محبت خداوند سه بار تاب خود راى از دست داد و در مرتبه چهارم خداوند به او وحى فرستاد كه اى شعيب اگر گريهات بخاطر ترس از جهنم است تو راى از آن نجات بخشيدم و اگر به جهت اشتياق به بهشت است آن را به تو بخشيدم . شعيب پاسخ گفت : گريه من بخاطر ريسمان محبتى مىباشد كه بر سراچهء قلبم آويخته گشته است و تنها صبر خويش راى موقعى باز خواهم يافت كه به لقاء تو نائل گردم ، خداوند نيز به پاس ابراز محبت خالصانهاش موسى بن عمران راى به خدمتگزارى او مأمور ساخت . [ 2 ] مشابه كلام شعيب راى امير المومنين ( ع ) نيز اين گونه بيان نمودهاند : « ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فى جنتك و لكن وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك » تو را نه بخاطر ترس از دوزخ و اشتياق به بهشت بلكه بخاطر شايستگى الوهيتت مىپرستم . [ 3 ] امام زين العابدين ( ع ) فرمودند : اولين كسى كه ترازوى سنجش راى در معاملات به كار برد شعيب پيامبر است قوم او به هنگام داد و ستد از تحويل كامل جنس
هامش
[ 1 ] مجمع البيان - مجلد 2 - ج 4 - ص 687 .
[ 2 ] علل الشرايع - ص 57 و بحار - ج 12 - ص 381 .
[ 3 ] عوالى اللئالى - ج 1 - ص 404 .