تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
رنج و شكنجه‌اى ساخته است . خدا دعايش را اجابت كرده و گفت : پاى خود را بر زمين زن اين آب گرم محل شستشو مىباشد و آن ديگرى آب خنك و براى آشاميدن است . . . و ايوب را گفتيم كه با دست خويش دسته‌اى چوب را برگير پس همسرت را با آن بزن و سوگند خود را مشكن تحقيقا كه ما ايوب را شكيبا يافتيم او بنده‌اى نيكوست چرا كه به درگاه ما بسيار بازگشت كننده است . « طبرسى » در تفسير آيه « بنصب و عذاب » گويد : منظور همان مشقت و تعب و نهايت سختى مىباشد و بعضى آن را به وسوسه شيطانى تفسير نموده‌اند و بعضى آن را عذابى مىدانستند كه بسيار طولانى خواهد بود و رحمت الهى نيز شامل حال آن نخواهد شد ، و گروهى ديگر عقيده دارند رنج و بيمارى ايوب بدانجهت بود كه در طول مدت ابتدا خداوند را بخاطر نعمتهاى بىشمارش سپاس گويد و مىگويند شدت بيمارى او به حدى بود كه مردم از پيرامون او فاصله گرفتند و شيطان در ميان مردم وسوسه انداخت كه او را آلوده پنداشته و از خود برانند اما همسر وى را در ميان خويش بپذيرند ايوب از اين رفتار مردم بسيار آزرده خاطر گشت اما همچنان صبر پيشه ساخت و در برابر خواست خدا ابداً لب به شكايت نگشود . [ 1 ] « قتاده » مىگويد : بيمارى ايوب هفت سال به طول انجاميد . همچنين از امام صادق ( ع ) روايتى به همين مضمون وارد گشته است . در تفسير
هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ
گفته‌اند : ايوب با پاى خويش بر زمين كوبيد ناگهان مشاهده كرد كه از زير پاهايش چشمه‌اى روان است .
وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً
ايوب بخاطر كلام ناخوشايندى كه از همسرش شنيده بود قسم ياد كرد كه بعد از دوران نقاهت او را صد ضربه شلاق زند اما خداوند به او وحى فرستاد كه صد تركه را كنار هم گذارد و يك بار با آن بر زنش زند تا سوگندش شكسته نشود . « ابن عباس » گويد : علت اين مسأله آن بود كه ابليس به صورت جوانى در برابر همسر ايوب ظاهر شد و به او گفت كه حاضر است ايوب را مداوا نمايد اما به شرطى
هامش
[ 1 ] مجمع البيان - مجلد 4 - ج 7 - ص 94 .