تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
موقعى كه بر نجاشى وارد شدند ، مقدارى هدايا نيز با خود داشتند ، عمرو گفت : اى ملك عده‌اى از خويشاوندان ما با دين و عقيدهء ما مخالفت كردند و نزد شما آمدند ، اكنون آنها را بما بازگردان ، نجاشى فرستاد جعفر را حاضر كردند و گفت : يا جعفر ! اين‌ها ميگويند من شما را به آنان تحويل دهم . ( 1 ) جعفر گفت : اى ملك از اينها بپرس آيا ما عبد آنها هستيم ؟ عمرو گفت : اينها آزاد هستند و از بزرگان ما ميباشند ، بار ديگر جعفر گفت : از اينها بپرس آيا آنان از ما مطالباتى دارند ؟ گفت : ما از اين اشخاص طلبى نداريم ، گفت : از اينها سؤال كن كه ما از خويشاوندان آنان كسى را كشته‌ايم كه از ما خون آنها را ميخواهند ؟ عمرو گفت : ما از اين‌ها خونى طلب نداريم . جعفر گفت : پس شما از ما چه ميخواهيد ؟ ! عمرو عاص گفت : اين‌ها با دين ما مخالفت كردند و خدايان ما را فحش دادند ، و جوانان ما را از راه بيرون نمودند و اجتماع ما را از هم پراكنده ساختند ، اكنون اين‌ها را به مملكت خودمان برگردان تا با هم زندگى كنيم . جعفر گفت : اى ملك مخالفت ما با اين گروه از اين جهت است كه خداوند پيغمبرى را در ميان ما برانگيخت ، اين پيغمبر ما را از شرك و بت‌پرستى و افعال زشت بازداشت ، و به اداء نماز و زكات امر كرد ، ظلم و ستم و خون‌ريزى و زناء و ربا و خوردن خون و ميته را حرام كرد ، و به عدل و احسان و دستگيرى از خويشاوندان فرمان داد ، و از ارتكاب فحشاء و منكر و جنايت و عناد نهى فرمود . نجاشى گفت : خداوند عيسى عليه السّلام را نيز براى همين امور مبعوث كرد ، پس از اين گفت : يا جعفر ! آيا از گفتارهاى خداوند كه بر پيغمبر شما نازل گرديده چيزى بخاطر داريد ؟ گفت : آرى ، نجاشى گفت : اكنون برايم مقدارى از آنها را بخوان . جعفر سورهء مريم را براى نجاشى خواند هنگامى كه به اين آيهء شريفه رسيد :
وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا * فَكُلِي وَ اشْرَبِي وَ قَرِّي عَيْناً
نجاشى گريه كرد و گفت : به خدا سوگند اين دين حق است ، عمرو عاص گفت : اى
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 63 | الشيخ الطبرسي / عزيز الله عطاردى