مانند مفتيان فتوى ميدهى ، اينك در بارهء معنى اشعار هم مانند اهل شعر نظر خود را بگو ، ابن عباس گفت : آن شعر كدام است ؟ أعرابى گفت : معنى اين شعر چيست ؟
لذى الحلم قبل اليوم ما يقرع العصا * و ما علّم الانسان إلا ليعلما
ابن عباس گفت : مقصود اين شاعر عمرو بن حممه دوسى است كه مدت سيصد سال در ميان عرب به امور قضائى پرداخت ، و چون عمرش به طول انجاميد و عقل و شعورش رو به نقصان گذاشت لذا حفيد هفتمى او را بر وى گماشتند تا در هنگام تغيير حال او را متوجه كند ، عمرو بن حممه ميگفت : قلبم گاهى تغيير حال پيدا مىكند و روزى چندين بار حالات مختلف برايم دست ميدهد ، فقط در اول روز عقل و شعورم بهتر از ساير مواقع درك مىكند ، وى به حفيد خود ميگفت : هر گاه ديدى كه من از مطلب پرت شدم با عصائى كه در دست دارى بر من فرود آور و مرا متوجه كن حفيدش هم متوجه جدش بود و هر گاه حالش تغيير ميكرد عصا را بر وى فرود مىآورد و او بلافاصله متوجه اشتباهش ميشد .
( 1 ) زهير بن حباب بن عبد اللَّه بن كنانة بن عوف چهار صد و بيست سال عمر كرد ، و در ميان قومش با عزت و شرافت زندگى نمود و خويشاوندانش همواره از وى اطاعت ميكردند .
حارث بن مضاض جرهمى چهار صد سال زندگى كرد و اين دو بيت از گفته اوست :
كأن لم يكن بين الحجون الى الصفا * أنيس و لم يسمر بمكة سامر
بلى نحن كنا أهلها فأبادنا * صروف الليالى و الحدود العواثر
عمر بن طفيل عدوانى دويست سال عمر كرد ، و اين مرد از حكماء عرب بشمار ميرفت ، و ذو الاصبع در بارهء وى گفته :
و منّا حكم يقضى * و لا ينقض ما يقضى
اين چند مورد در بارهء اخبار معمرين ما را كفايت مىكند و بيش از اين موجب اطاله كتاب است و هر گاه معلوم شود كه خداوند براى حكمت و مصالحى عمر گروهى را طولانى كند ديگر جاى انكار در بين نيست ، در صورتى كه بعضى از اين معمرين از انبياء و حجتهاى پروردگار هستند ، و عدهاى هم از كفار و مشركين ميباشند و بنا بر