اكثم بن صيفى زمان حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله را درك كرد و ليكن پيش از آنكه حضور آن جناب برسد درگذشت .
( 1 ) دريد بن صمه چهار صد و پنجاه و شش سال عمر نمود ، و در هنگام مرگ گفت :
ألقى علىّ الدهر رجلا و يدا * و الدهر ما أصلح يوما أفسدا
يفسد ما يصلحه اليوم غدا
پس از اين دويست سال ديگر هم زندگى كرد و در جنگ حنين كشته شد .
صيفى بن رياح بن اكثم دويست و هفتاد سال زندگى نمود و در اين مدت عقلش زايل نشد و با بردبارى كامل ميزيست و اين بيت را در بارهء او گفتهاند :
لذى الحلم قبل اليوم ما يقرع العصا * و ما علّم الانسان إلا ليعلما
نصر بن دهمان بن سليم بن اشجع يك صد و نود سال عمر كرد ، تا آنگاه كه دندانهايش ريخت و موهايش سپيد گرديد ، خويشاوندانش احتياج به رأى و نظر او پيدا كردند و از خداوند خواستند تا عقل و شعورش را به وى بازگرداند ، پروردگار دعاى آنان را مستجاب فرمود ، و بار ديگر عقل او را برگردانيد و جوانى را از سر گرفت و موهاى سپيدش سياه شد ، و سلمة بن خرشب انماطى گفته :
و نصر بن دهمان الهنيدة عاشها * و تسعين حولا ثم قوّم فانصاتا
و عاد سواد الرأس بعد بياضها * و راجعه شرخ الشباب الذى فاتا
ضبيرة بن سعيد سهمى دويست و بيست سال زندگى كرد ، و در اين مدت دندانهايش سالم و مويش سياه بود .
عمرو بن حممه دوسى چهار صد سال زندگى نمود و ابيات ذيل از گفته اوست :
كبرت و طال العمر حتى كأنّنى * سليم أفاع ليلة غير مودع
فلا الموت أفنانى و لكن تتابعت * علىّ سنون من مصيف و مرتع
ثلاث مئات قد مررن كواملا * و ها أنا ذا أرتجى مرّ أربع
( 2 ) شعبى گويد : در نزد ابن عباس در كنار زمزم نشسته بوديم و او براى مردم احكام مسائل شرع را بيان ميكرد ، مرد عربى به ابن عباس گفت : در بارهء مسائل شرعى