به طرف ما مىآيد و من ميترسم از طرف او به شما آسيبى برسد ، حضرت فرمود : او مرا نخواهد ديد ، در اين وقت پيغمبر چند آيه از قرآن را خواندند و به كلام خدا پناهنده شدند ، و از جمله آياتى كه قرائت فرمودند اين آيهء شريفه بود :
وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً
.
در اين هنگام امّ جميل آمد نزد ابو بكر توقف كرد ولى حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله را نديد و گفت : يا ابا بكر به من اطلاع دادند كه صاحب تو مرا هجو كرده است ، ابو بكر گفت : به پروردگار كعبه سوگند صاحب من تو را هجو نكرده است ، وى پس از اين گفتار از نزد ابو بكر رفت و ميگفت : قريش ميداند كه من دختر رئيس آنها هستم .
( 1 )
26 - رفتن وليد بن مغيرهء مخزومى براى كشتن حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله .
( 2 ) ابن عباس گويد : جماعتى از بنى مخزوم مانند ابو جهل و وليد بن مغيره با يك ديگر قرار گذاشته بودند حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله را به قتل رسانند ، هنگامى كه آن جناب به نماز اشتغال داشت وليد بن مغيره را فرستادند تا تصميم آنها را عملى نمايد وليد براى انجام اين توطئه به محلى كه حضرت رسول نماز ميخواند رفت ، وى صداى قرائت آن را مىشنيد و ليكن شخص او را مشاهده نميكرد ، وليد به طرف رفقاى خود رفت و جريان را با آنان در ميان گذاشت .
بعد از اين ابو جهل و وليد باتفاق چند نفر ديگر آمدند ، هنگامى كه به محل نماز آن حضرت رسيدند صداى قرائت را شنيدند ولى خود او را مشاهده نكردند ، و آنان در اين موقع به طرفى كه صوت را مىشنيدند رفتند و متوجه شدند كه صدا از پشت سرشان مىآيد ، در هر صورت اينان قادر نشدند به حضرت خاتم النبيين آسيبى برسانند خداوند در اين باره فرموده :
وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ
.
( 3 )
27 - حديث سدره
( 4 ) حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله هنگامى كه در جنگ طائف بودند شبانه در حالى كه بر