تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
نماز خواندم . و نيز گفته است كه دنيا بر من تنگ گرفت و خواستم بوسيلهء نامه از آن حضرت مقدارى دينار بگيرم و ليكن حياء مانع شد كه عرض حاجت كنم ، هنگامى كه وارد منزلم شدم صد دينار برايم فرستاد ، و برايم نوشت هر گاه احتياج پيدا كردى شرم و حيا را از خود دور كن و احتياجات خود را اظهار نما تا از سختى معيشت رهائى پيدا كنى . راوى گويد : معتز خليفه عباسى ابو هاشم را با گروهى از آل ابى طالب با حضرت عسكرى عليه السّلام در سال دويست و پنجاه و هشت به زندان افكنده بود . ( 1 ) 5 - على بن ابراهيم گويد : ابو هاشم داود بن قاسم گفت : من و گروهى كه از جمله آنان حسن بن محمّد عقيقى و محمّد بن ابراهيم عمرى بودند در نزد صالح بن وصيف احمر زندانى بوديم ، در اين هنگام ابو محمّد عليه السّلام را با برادرش جعفر به زندان وارد كردند ، ما پيرامون وى را گرفتيم و براى خدمت به آن جناب خود را آماده ساختيم ، و صالح ابن وصيف هم نگهبان آن حضرت بود . در اين زندان مردى بود كه او را جمحى ميگفتند و ليكن وى ميگفت : من علوى هستم ، راوى گويد : حضرت عسكرى عليه السّلام فرمود : اگر در بين شما بيگانه نبود من به شما اطلاع ميدادم در چه موقع از زندان آزاد خواهيد شد ، و در اين وقت اشاره به آن مرد جمحى نمودند كه از نزد آنها برود و او هم بيرون شد ، پس از اين فرمود : اين مرد از شما نيست از وى حذر كنيد ، زيرا اكنون در ميان لباسهاى او نوشته‌هائى هست كه تمام گفتگوى شما را نوشته و ميخواهد آنها را به حاكم اطلاع دهد . يكى از افراد زندانى بلافاصله برخاست و لباسهاى او را بازرسى كرد و معلوم شد كه وى كليه مذاكرات و جريانات زندان را نوشته و آماده كرده كه بخارج اطلاع دهد ، ابو هاشم گويد : حضرت ابو محمّد عليه السّلام روزها را در زندان روزه ميگرفت و افطار او را غلامش از منزل مىآورد و من هم روزه ميگرفتم و در هنگام افطار پيرامون آن جناب اجتماع ميكرديم و از غذاى او ميخورديم . ابو هاشم گويد : يكى از روزها ضعيف شدم و روزهء خود را افطار كردم ، افطارم
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 491 | الشيخ الطبرسي / عزيز الله عطاردى