ميفرمود : جانشين من پس از وفاتم حسن است ، و شما با خلف و جانشين او چه خواهيد كرد ، عرض كردم : قربانت گردم : مكر داستان وى از چه قرار است ؟ فرمود : براى اينكه شخص وى را نخواهيد ديد ، و بردن نام او هم بر شما روا نخواهد بود ، عرض كردم :
پس چگونه وى را ياد كنيم ؟ فرمود : بگوئيد حجت آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله .
( 1 )
( معجزات و كرامات حضرت عسكرى عليه السّلام )
( 2 ) 1 - اسماعيل بن محمّد گويد : جلو راه حضرت ابو محمد عليه السّلام نشستم و هنگامى كه از راه عبور كردند ، شكايت خود را خدمتش عرضه داشتم و از وى مقدارى درهم طلبيدم عرض كردم و سوگند ياد نمودم كه نزد من درهمى وجود ندارد كه براى خود غذائى تهيه كنم ، فرمودند : به خداوند سوگند ياد ميكنى و حال اين كه دويست دينار در زير زمين دفن كردهاى ؟ ! .
ليكن من براى دروغى كه بر زبان جارى كردى تو را مؤاخذه نخواهم كرد ، و حضرت به غلام خود دستور داد هر چه داريد بوى عطا كنيد ، غلام آن حضرت مقدار صد دينار به من دادند ، پس از اين فرمود : آن دينارهائى را كه اكنون در زير خاك پنهان كردهاى از دست خواهى داد و در روز احتياج هم به آنها دسترسى پيدا نخواهى كرد .
اين مرد گويد : حضرت اين سخن را براستى فرمود ، من پولهائى را كه حضرت به من مرحمت فرمود خرج كردم ، بعد از اين بسيار مضطر شدم و احتياج به آن پولهاى ذخيره شده پيدا كردم ، هنگامى كه رفتم آن دينارها را از زير خاك بيرون كنم آنها را نيافتم ، معلوم شد يكى از فرزندان من دينارها را از زير خاك بيرون كرده و فرار نموده است .
( 3 ) 2 - علي بن « 1 » زيد بن علي بن الحسين عليهم السّلام گويد : من اسبى داشتم كه از وى
هامش
( 1 ) ظاهرا بين على و زيد واسطهها حذف شدهاند ، زيرا زيد بن على بن الحسين در سال 121 بشهادت رسيد و حضرت عسكرى عليه السلام در سال 254 بمقام امامت رسيدند ، و فاصله بين على بن زيد تا امامت حضرت عسكرى سلام اللَّه عليه 136 سال است ؛ و اين بعيد به نظر ميرسد ، مگر اينكه گفته شود على بن زيد عمر طولانى كرده است ، و العلم عند اللَّه .