تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
( 1 ) هرثمة بن اعين در يك حديث طولانى از حضرت رضا عليه السّلام روايت مىكند كه آن جناب فرمود : اى هرثمة اكنون مرگم فرا رسيده و به همين زودى به طرف خداوند خواهم رفت و به اجداد و پدران خود ملحق خواهم گرديد ، اين مرد طاغى و سركش تصميم دارد بوسيله آب انار و انگور مرا مسموم سازد . مأمون امر مىكند مقدارى نخ را در سم خيس كنند ، و بوسيله سوزن در دانه‌هاى انگور فرو نمايند ، و همچنين مقدارى سم در كف دست يكى از غلامانش خواهد گذاشت و او را امر خواهد كرد با همان دست آلوده به سم انارها را با دست خود بشكافد و آب آنها را بگيرد ، پس از اين مرا به خانه‌اش دعوت مىكند و از آن انگورها و آب انارهاى مسموم به من ميدهد و مرا امر مىكند كه از آن بخورم ، و در نتيجه خوردن انگورهاى مسموم از دنيا خواهم رفت . ( 2 )

( فرزندان حضرت رضا عليه السّلام )

( 3 ) حضرت رضا عليه السّلام جز ابو جعفر جواد فرزند ديگرى نداشت ، پس از شهادت آن حضرت مأمون محمّد بن جعفر صادق عليه السّلام و گروهى از آل ابى طالب را كه در خراسان بودند پيش خود خواند و آنها را در مرگ آن جناب تسليت گفت ، و خود را بسيار محزون و ناراحت نشان ميداد ، و جنازهء حضرت رضا را هم به آنان نشان داد تا خيال قتل و جنايتى در بين نباشد . مأمون اظهار ميداشت : اى برادرم مرگ تو بسيار بر من گران است و من دوست داشتم قبل از تو از دنيا بروم ، و ليكن خداوند اين طور تقدير فرمود . پايان حالات حضرت رضا عليه السلام