كه در منزل براى آن جناب خدمت ميكردند ، يكى از شبها حضرت متوجه شدند كه آنان به زبان رومى ميگويند : ما در شهر خودمان سالى يك بار خون ميگرفتيم ، و اكنون در اين جا كسى نيست از ما خون بگيرد .
روز ديگر حضرت رضا عليه السّلام طبيبى آوردند و گفتند : اينها را فصد كنيد ، و هر كدام را به طرز مخصوصى دستور فصد دادند ، و بعد فرمودند : اى ياسر شما نبايد فصد كنيد ، من بدون اينكه متوجه امر امام باشم فصد كردم و پس از چند روز بازويم ورم كرد و قرمز شد ، حضرت فرمود : چه شده است ؟ عرض كردم : فصد نمودهام ، فرمود : من شما را از فصد نهى كردم ، اكنون نزديك بيائيد ، پس از اين دست مبارك خود را به بازويم كشيد و از آب دهانش بر آن ماليد و فرمود : شب غذا نخوريد ، من گاهى غفلت ميكردم و شب غذا ميخوردم و اذيت ميشدم .
( 1 ) 11 - ابو الصلت هروى گويد : حضرت رضا عليه السّلام با مردم بهر زبانى تكلم ميكرد ، به خداوند سوگند از هر كسى به زبانش آشناتر و فصيحتر بود ، يكى از روزها خدمتش عرض كردم : يا ابن رسول اللَّه من در تعجب هستم كه شما چگونه همهء زبانها را ميدانى ، فرمود : اى ابا صلت من حجت خداوند در ميان مردم هستم و خداوند در صورتى با مردم اتمام حجت كرده است كه حجت وى همه زبانها را بداند ، آيا نشنيدهاى كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : به ما فصل الخطاب دادهاند و فصل الخطاب هم شناختن لغات مختلف است .
( 2 ) 12 - حسن بن على بن فضال گويد : مردى از اهل خراسان به حضرت رضا عليه السّلام عرض كرد : من حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله را در خواب ديدم كه به من فرمود : شما چكار خواهيد كرد در آن هنگام كه وديعهء من در زمين شما دفن گردد ، حضرت فرمود : مدفون در زمين شما من هستم ، وديعه و پارهء تن پيغمبر من ميباشم .
اكنون آگاه باشيد هر كس مرا زيارت كند و حق مرا بشناسد من و پدرانم در قيامت از وى شفاعت خواهيم كرد ، و هر كس كه ما شفيع وى باشيم رهائى خواهد يافت ، و لو باندازهء جن و انس گناه آورده باشد ، پدرم از جدم و او از پدرش روايت كرده كه پيغمبر فرمود : هر كس مرا در خواب ببيند مثل اينكه مرا ديده است ، زيرا كه شيطان
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 444
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٤٤٤