( 1 )
( وفات موسى بن جعفر عليهما السّلام )
( 2 ) گويند هنگامى كه هارون الرشيد وارد مدينه شد در سفرى كه اراده حج داشت حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام را دستگير كرد و او را مقيد ساخت ، و پس از آن دستور داد و عمارى تهيه كردند و موسى بن جعفر را در يكى از آن دو عمارى گذاشتند ، و روى استر نهاده به طرف بصره و كوفه فرستادند ، و با هر يك از دو عمارى گروهى به راه افتادند ، و علت اين داستان از اين جهت بود كه وى ميخواست جريان را بر مردم مخفى بدارد هارون امر كرد موسى بن جعفر را به عيسى بن جعفر تحويل دهند ، وى مدت يك سال موسى عليه السّلام را در نزد خود زير نظر گرفت ، هارون براى وى نوشت موسى بن جعفر را بقتل برسان و ليكن عيسى زير بار نرفت ، پس از اين موسى بن جعفر را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع تحويل داد و مدت درازى هم در نزد اين مرد ماند ، هارون به فضل هم پيشنهاد قتل او را كرد فضل هم از شركت در خون او خوددارى كرد .
پس از اين از نزد فضل بن ربيع بيرون آورد و به فضل بن يحيى داد ، فضل موسى ابن جعفر را در يكى از خانهها نگهدارى كرد و نگهبانانى هم بر وى گماشت ، حضرت ابو الحسن عليه السّلام همواره در اين خانه به عبادت اشتغال داشت ، شبها را به قرائت قرآن صبح ميكرد و هميشه نماز ميخواند و اكثر روزها را روزه داشت و همواره متوجه محراب بود فضل بن يحيى حضرت موسى بن جعفر را در جاى وسيعى منزل داد و او را احترام و اكرام مينمود ، هارون هنگامى كه در « رقه » اقامت داشت از اين جريان مطلع شد و به فضل ابن يحيى امر كرد حضرت را بقتل آورد ، فضل امر رشيد را اطاعت نكرد ، و از اين جهت مورد خشم او قرار گرفت ، پس از اين امر كرد فضل بن يحيى را آوردند و صد تازيانه بر وى زدند .
در اين هنگام يحيى بن خالد برمكى از جريان مطلع شد و نزد هارون آمد و گفت : من مقصود شما را انجام خواهم داد ، پس از اين به طرف بغداد حركت كرده