( 1 ) 9 - روايت شده حضرت سجاد يكى از غلامان خود را فرياد زد ، وى جواب نداد ، بار ديگر صدا زد باز هم جواب نداد ، فرمود : اى پسر من فرياد مرا شنيدى گفت آرى ، فرمود : پس چرا جواب مرا ندادى ؟ عرض كرد : از شما مطمئن بودم كه مرا آزار نميرسانيد ، فرمود : حمد ميكنم خداوندى را كه غلام مرا از من در امن قرار داده .
( 2 ) 10 - يكى از كنيزان حضرت زين العابدين عليه السّلام به دست مباركش آب ميريخت ناگهان ابريق از دست كنيز افتاد و دست آن حضرت را به درد آورد ، امام سر خود را بالا آورد ، كنيز گفت : خداوند ميفرمايد :
وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ
امام فرمود : من خشم خود را فرو بردم ، گفت :
وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ
فرمود : از تو درگذشتم ، عرض كرد
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
فرمود : برو در راه خدا آزاد هستى .
( 3 ) 11 - محمد بن اسحاق بن يسار گويد : در مدينه خانوادههائى بودند كه ما يحتاج زندگى آنان ميرسيد و آنان نميدانستند روزى آنان از كجا مىرسد ، هنگامى كه على ابن الحسين وفات كردند اين غذاها قطع شد .
اخبار و روايات در اين باره زياد است و به همين اندازه براى اثبات فضائل و مناقب حضرت على بن الحسين عليهما السّلام كافى است .
( 4 )
( فرزندان حضرت سجاد عليه السّلام )
( 5 ) حضرت باقر عليه السّلام كه مادرش ام عبد اللَّه دختر امام حسن مجتبى عليه السّلام بود .
زيد و عمر كه مادر اين هر دو ام ولد بودند .
عبد اللَّه ، حسن ، و حسين كه مادر اينها هم ام ولد بودند .
حسين اصغر و عبد الرحمن و سليمان اينها هم مادرشان ام ولد بودند .
على كه كوچكترين فرزندان آن جناب بود ، و خديجه كه مادر اينها نيز امّ ولد بودند .
محمد اصغر هم مادرش ام ولد بود .
فاطمه و عليه و ام كلثوم كه معلوم نيست مادر اينها آزاد بودهاند يا كنيز .