تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
( 1 ) زيد بن على پس از حضرت باقر از همهء برادرانش افضل بود ، وى بسيار با ورع و با وجود و شجاع بودند ، وى شمشير در دست گرفت و براى خونخواهى سيد الشهداء عليه السّلام قيام كرد ، و مردم را بسوى پسنديده‌اى از آل محمد صلى اللَّه عليهم اجمعين دعوت ميكرد مردم خيال ميكردند وى مسلمين را به طرف خود دعوت مىكند و حال اينكه او ميدانست برادرش باقر براى اين مقام شايسته است و او براى طلب خلافت براى خود قيام نكرد و همچنين ميدانست كه برادرش حضرت باقر فرزندش جعفر بن محمد عليهما السّلام را به جاى خود گذاشته است . ( 2 ) بطورى كه در روايات آمده است علت خروج زيد بن على بن الحسين اين بود كه وى بر هشام بن عبد الملك وارد شد ، و هشام قبلا مردم را به مجلس خود دعوت كرده بود كه تا آنها جاها را اشغال كنند و براى زيد جايى باقى نماند و او نتواند خود را به هشام نزديك كند زيد هنگامى كه وارد بر هشام شد گفت : بالاترين بنده آن است كه انسان را بتقوى و پرهيزكارى دعوت كند و من اينك شما را به خداوند دعوت ميكنم و شما را از عذاب وى ميترسانم ، هشام گفت : تو خود را براى خلافت مهيا ميسازى تو را بخلافت چكار است اى فرزند كنيز . زيد گفت : من احدى را بزرگتر از مقام پيغمبر نميشناسم ، خداوند پيغمبر خود ، اسماعيل را به نبوت برگزيد و حال اينكه او فرزندى كنيزى بود ، آيا نبوت در نزد خدا بزرگتر است يا خلافت ؟ علاوه شما راجع به كسى كه پيغمبر پدر وى مىباشد و نسب به على بن ابى طالب مىرساند چه خواهى گفت ، هشام از جاى خود برخاست و يكى از نگهبانان خود را طلبيد و گفت : اين نبايد امشب در اين جا بخوابد زيد با حالت ناراحتى از نزد هشام بيرون شد و ميگفت : هيچ ملتى از حرارت شمشير نترسيد مگر اين كه ذليل شد . ( 3 ) ابن قتيبه در كتاب عيون الأخبار گويد : هشام بزيد بن على بن الحسين گفت : برادرت بقره در چه حال است ، زيد گفت : پيغمبر وى را باقر العلم نام‌گذارى كرده و تو او را بقره ميخوانى ، و در اين باره با پيغمبر اختلاف پيدا كرده‌اى .