تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
( 1 )

( مناقب و فضائل حضرت سيد الشهداء عليه السّلام )

( 2 ) 1 - يعلى بن مرة گويد : از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله شنيدم ميفرمود : حسين از من است و من از حسين خداوند را دوست دارد آن كس كه حسين را دوست بدارد ، حسين يكى از اسباط است . ( 3 ) عبد اللَّه بن ميمون قداح از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه آن جناب فرمود حسنين در خدمت حضرت رسول كشتى گرفتند پيغمبر فرمود : يا حسن زود حسين را بگير ، فاطمه عليها السّلام گفت : كوچكى را بر بزرگى تحريك ميكنى ؟ ! فرمود : اينك جبرئيل است حسين را بر حسن تحريص مىكند . ( 4 ) 2 - ام الفضل گويد : بر حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله وارد شدم و عرض كردم يا رسول اللَّه ديشب خواب بدى ديدم ، فرمود : در خواب چه ديدى ؟ عرض كردم : خواب بسيار سختى ديدم ، فرمود : خوابت چيست ؟ عرض كردم در خواب مشاهده كردم پارهء از بدنت جدا شد و بر دامنم افتاد . پيغمبر فرمود : خواب خوبى ديده‌اى ، در همين زودى فاطمه پسرى خواهد آورد و تو او را در دامن ميگيرى ، پس از چندى حسين عليه السّلام متولد شد و من او را در دامن گرفتم همان گونه كه حضرت رسول فرموده بود ، ام الفضل گويد : در يكى از روزها خدمت پيغمبر رسيدم در حالى كه حسين را روى زانوى خود گرفته بود . در اين هنگام متوجه شدم ديدگان آن حضرت پر از اشك شد ، گفتم پدر و مادرم فدايت گردد چرا بگريه افتادى ؟ فرمودند : جبرئيل آمد و به من اطلاع داد كه در همين زودى امت من او را خواهند كشت ، و مقدارى از خاك آن زمين را كه حسينم در آنجا شهيد خواهد شد براى من آورد . ( 5 ) 3 - در مسند حضرت رضا عليه السّلام از حضرت سجاد و او از اسماء بنت عميس روايت كرده كه وى گفت : پس از اينكه حسن عليه السّلام متولد شد حسين به دنيا آمد ، روزى حضرت رسول آمدند و به من فرمودند فرزندم را نزد من بياور ، من حسين را خدمت