بعد از اين مرا در نزد قبر مادرم حاضر كن و سپس مرا در بقيع دفن نما .
( 1 ) 2 - مفضل بن عمر از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه آن جناب فرمود هنگامى كه حضرت امام حسن را مرگ نزديك شد به قنبر فرمود : ببين پشت در غير از آل محمد مؤمنى ديگر هست ، قنبر گفت : خدا و رسول و فرزند رسول به اين موضوع داناتر هستند ، فرمود : اكنون برويد و محمد بن على را نزد من حاضر كنيد ، قنبر گويد :
من رفتم و سفارش را به محمد گفتم ، وى اظهار داشت مگر خبر تازهاى پيش آمده ؟ ! قنبر گويد : گفتم هر چه زودتر در نزد ابو محمد حاضر گرديد ، وى با عجله هر چه بيشترى خود را خدمت حضرت امام حسن عليه السّلام رسانيد ، و پس از سلام در مقابل آن جناب ايستاد ، حضرت فرمود اكنون بنشين ، سزاوار نيست امثال شما در هنگام استماع كلماتى كه مردگان بوسيلهء آن زنده ميشوند ، و زندگان از شنيدن آن ميميرند غائب باشيد .
حضرت مجتبى عليه السّلام فرمود : وجود خود را هم چون ظرفى قرار دهيد كه علم و دانش در آن جاى گيرد ، و مانند شعلههاى فروزان شبهاى تاريك و ظلمانى را روشن كنيد ، روشنائى روز با يك ديگر فرق دارند و بعضى ساعات از ساعات ديگر روشنتر هستند ، آيا شما نمىبينيد خداوند فرزندان ابراهيم را بر يك ديگر فضيلت داده ، و بر داود زبور مرحمت كرده و محمد را از ميان آنان برسالت برگزيده است .
اى محمّد اكنون بدان من ميترسم گرفتار حسد گردى و خداوند فرموده : « كسانى كه حق از براى آنان روشن شد و ليكن از روى حسد روى حق سرپوش گذاشتند » و خداوند شيطان را بر تو مسلط نساخته است ، اى محمد اينك بشنو سخنى را كه از پدرت شنيدهام و اين سخن را در بارهء تو فرموده است .
من از پدرت شنيدم آنگاه كه در بصره بوديم ميفرمود : هر كس ميل دارد در دنيا و آخرت به من نيكى كند بفرزندم محمّد نيكى نمايد و او را خوشحال كند ، اى محمّد اگر بخواهم از حال تو اطلاع دهم در وقتى كه در پشت پدرت نطفه بودى اطلاع مىدهم اى محمّد آيا نميدانى كه حسين بن على پس از وفات من امام است و در نزد خداوند وارث
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 309
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٣٠٩