ميبردم ، و ليكن خداوند مكر و شرّ آنها را از مسلمين رفع كرد ، و بقيه آنان كه از دست من رها شدند قبل از من حضور حضرت رسول خواهند رسيد و مسلمان خواهند شد .
امير المؤمنين عليه السّلام به اتفاق يارانش مراجعت كردند و خدمت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله رسيدند ، و جريان كار خود را به آن جناب گزارش دادند ، حضرت از وى خوشنود شد و از اعمالش اظهار قدر دانى فرمود ، و براى او دعا كرد و پس از آن فرمود : پيش از تو گروهى از آنان آمدند و مسلمان شدند ، و من هم از آنان پذيرفتم .
( 1 ) 6 - از جمله خوارق عادات و كراماتى كه خداوند به علي عليه السّلام كرامت فرموده است ، نيروى خارق العاده است كه در كندن در خيبر از آن جناب ظاهر شد ، اين در به اندازه بزرگ و سنگين بود كه چهل نفر از برداشتن او عاجز بودند ، امير المؤمنين عليه السّلام اين در را از جاى خود كندند و او را بر پشتش گذاشتند و مردم از روى آن عبور كردند و به جانب ديگر رفتند ، و اين يك نشانه و معجزهء بزرگى بود كه از آن حضرت بمعرض ظهور و بروز رسيد .
( 2 ) 7 - يكى از روزها امير المؤمنين عليه السّلام كفش خود را از پا درآوردند تا براى اداء نماز وضوء بگيرند ، در اين هنگام كلاغى رسيد و كفش آن جناب را با منقارش گرفت و به آسمان برد ، و پس از آن به طرف پائين افكند ، ناگهان از درون كفش مارى سياه بيرون شد و خداوند به اين وسيله آن حضرت را از اذيت و آزار آن مار نگهدارى فرمود و سيد رضى عليه الرحمة در اين باره فرموده :
أما في باب خيبر معجزات * تصدّق أو مناجاة الحباب
أرادوا كيده و اللَّه يأبى * فجاء النصر من قبل الغراب
( 3 ) 8 - حضرت باقر عليه السّلام فرمود : كه حضرت امير عليه السّلام به جويرية بن مسهر هنگامى كه اراده كردند از محضر مباركش بيرون روند فرمودند : اكنون در سر راهت شيرى نشسته و در راه با تو برخورد خواهد كرد ، جويريه عرض كرد : پس من چه كنم كه تا از آسيب وى در امان باشم ؟ فرمود : هر گاه با شير درنده برخورد كردى وى را از من سلام برسان و به او اطلاع بده كه من تو را در امان خود گرفتهام .