تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
در نزد يكى از فرزندان و خويشاوندان بسر ميبرد ، و هنگام صرف غذا بيش از سه لقمه ميل نميفرمود خدمت آن جناب عرض كردند : چرا غذا بيشتر ميل نميفرمائيد ؟ فرمودند : ميل دارم هنگام رسيدن امر پروردگار كه در همين يكى دو شب خواهد آمد ، جوفم از غذا خالى باشد ، و امير المؤمنين عليه السّلام در همين شبى كه اين سخنان را ميفرمودند مورد اصابت شمشير ابن ملجم واقع شدند . ( 1 ) اصبغ بن نباته گويد : امير المؤمنين در ماه رمضانى كه بشهادت رسيد براى ما خطبه خواند و فرمود : اينك ماه رمضان كه اول سال و بزرگ همهء ماهها است فرا رسيده و شما در اين سال همگان در يك صف حج خانه خدا را بجا خواهيد آورد ، نشانه اين مطلب اين است كه من در آن هنگام در ميان شما نخواهم بود ، اصبغ گويد : امير المؤمنين عليه السّلام در اين هنگام از مرگ خود اطلاع ميداد و حال اينكه ما از جريان قضيه بىخبر بوديم . ( 2 ) گروهى روايت ميكنند كه علي عليه السّلام در بالاى منبر دست مبارك خود را به محاسن شريفش ميگذاشت و ميفرمود : چه كسى مانع است كه شقىترين امت اين محاسن را از خون خضاب كند . ( 3 ) ابو صالح حنفى گويد : از امير المؤمنين عليه السّلام شنيدم ميفرمود : حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله را در خواب ديدم ، و از ظلم و ستمى كه از امت او ديدم شكايت كردم و گريستم پيغمبر فرمود : اى علي گريه نكن ، پس از اين ملتفت شدم دو نفر را در آهن بند كرده‌اند و با سنگهاى بزرگ بر سر آنها ميزنند و خون از آن جارى بود ، ابو صالح گويد : روز بعد در هنگام برخورد با مردم شنيدم امير المؤمنين را شهيد كرده‌اند . ( 4 ) حسن بصرى گويد : در آن شب كه امير المؤمنين را ضربت زدند ، حضرت تا هنگام صبح بيدار بود و هرگز بخواب نرفت ، ام كلثوم عرض كرد : چرا در اين شب بخواب نميروى ؟ فرمودند : اگر به صبح برسم مرا خواهند كشت . در هنگام صبح ابن نباح خدمت حضرت آمدند و او را براى اداء نماز خبر كردند ، امير المؤمنين عليه السّلام چند قدم به طرف مسجد آمدند و بار ديگر مراجعت نمودند ،