تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
بگذار ، و تا آنگاه كه بدن مرا در زير خاك پنهان نساخته‌اى از من مفارقت نكن ، و در همه اين امور از خداوند استعانت بجوى . ( 1 ) در اين هنگام امير المؤمنين عليه السّلام سر مبارك حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله را در دامن خود گذاشت ، و آن جناب از فشار مرض از حال رفت ، حضرت زهرا سلام اللَّه عليها در چهره پدرش مينگريست و گريه ميكرد و اين شعر را قرائت مينمود :
و أبيض يستسقى الغمام بوجهه * ثمال اليتامى عصمة للأرامل
حضرت رسول ديدگان مباركش را باز كرد و با صوت ضعيف گفت : اى دخترك من اين بيت گفته عمويت ابو طالب است ، شما به جاى او اين آيه را از قرآن قرائت كنيد :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ
. در اين هنگام حضرت زهراء سلام اللَّه عليها مدتى گريه كرد پدر بزرگوارش او را نزديك خود طلبيد و مطالبى را در نهانى با او در ميان گذاشت كه در اثر آن چهره‌اش از هم باز شد و آثار خوشحالى در وى ظاهر گرديد . بعد از اين مذاكرات كه با حضرت زهراء سلام اللَّه عليها انجام پذيرفت جان پاكش از كالبد شريفش بيرون شد و در اين حال دست امير المؤمنين عليه السّلام در زير گلوى آن جناب قرار داشت و جان شريف او در دست علي عليه السّلام قرار گرفت و آن حضرت او را بالاى سر خود بردند و پس از آن به صورت خود كشيدند پس از اينكه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله از دنيا رفتند امير المؤمنين عليه السّلام طبق وصيت آن جناب بدن مبارك او را به طرف قبله كشيدند و تشريفات تغسيل و تكفين او را فراهم كردند . از حضرت زهرا سؤال شد پدرت در نهانى چه موضوعاتى با شما در ميان نهاد ؟ فرمود : پدرم به من اطلاع داد كه من اول كس از اهل بيت او خواهم بود كه بوى ملحق ميگردم ، و اين قضيه در همين نزديكىها انجام خواهد گرفت ، و به همين جهت من خوشحال شدم ( 2 ) از ام سلمه روايت شده كه وى گفت : در روزى كه حضرت رسول وفات كردند من دست خود را در سينه او قرار دادم و اكنون كه مدتى از آن زمان
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 206 | الشيخ الطبرسي / عزيز الله عطاردى